ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
غیچ شدن
(غ. شُ دَ) (مص ل.) سیخ شدن دست و جز آن، بی حرکت و خشک شدن موقت عضوی مانند دست یا پا.
غیژ
(اِصت.) (عا.) آواز طولانی تند رفتن چیز سخت در هوا.
غیژان
(غ)
۱- (ص فا.) خیزنده.
۲- (ق.) در حال غیژیدن.
غیژاندن
(غِ دَ) (مص م.) به خیزیدن واداشتن.
غیژنده
(غِ ژَ دِ) (ص فا.) خزنده.
غیژیدن
(غِ دَ) (مص ل.) = غزیدن: خزیدن، سینه خیز رفتن.
ف
(حر.) بیست و سومین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۸۰ در حساب ابجد.
فأس
(فَ) [ ع. ] (اِ.) تبر، تیشه.
فؤاد
(فُ) [ ع. ] (اِ.) دل، قلب ؛ ج. افئده.
فئتین
(فِ ئَ تَ) [ ع. ] (اِ. تثنیه فئه)
۱- دو گروه، دو دسته.
۲- دو دسته از لشکریان.
فئه
(فِ ئَ یا ئِ) [ ع. فئه ] (اِ.)
۱- گروه، دسته.
۲- دستهای از لشکریان.
فئودال
(فِ ئُ) [ فر. ] (ص.) مالک، دارنده زمینهای بسیار.
فئودالیته
(فِ ئُ تِ) [ فر. ] (اِ.) حکومت ملوک الطوایفی، نوعی حکومت که زمین داران بزرگ قدرت را در دست دارند.
فئودالیسم
(فِ ئُ) [ فر. ] (اِ.) نک فئودالیته.
فا
[ فر. ] (اِ.) نت چهارم از هفت نت موسیقی.
فا
(حراض.)
۱- با، به.
۲- به طرفِ، به سوی.
فا بردن
(بُ دَ) (مص م.) بردن، باز بردن.
فابریک
[ فر. ] (اِ.)
۱- کارخانه.
۲- در اصطلاح فنی آن چه که در کارخانه سازنده اصلی ساخته شده باشد، اصل.
فابریکی
[ فر - فا. ] (ص مر.)
۱- ساخته شده در کارخانه.
۲- مربوط به کارخانه.
فاتح
(تِ) [ ع. ] (اِفا.) گشاینده، تصرف کننده، پیروز.