ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

فوران

(فَ وَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) جوشیدن یا جهیدن آب از چشمه یا لوله.
۲- جهیدن رگ.
۳- (اِمص.) جوشش.
۴- جهش.

فورت

(فَ رَ) [ ع. فوره ] (اِمص.)
۱- جوشش، حدُت.
۲- شدت خشم یا گرما.

فوردین

(فَ وَ) (اِ.) نک فروردین.

فوری

(ص نسب.) (عا.) وافوری، تریاکی.

فوری

(فُ) [ ع - فا. ]
۱- (ص نسب.) کاری که باید به سرعت انجام شود.
۲- (ق.) به سرعت، بی درنگ.

فوریت

(فُ یَ) [ ع. ] (اِمص.) وضع یا حالتی که نیازمند اقدام سریع و فوری باشد. ؛ ~پزشکی رویدادی ناگهانی و نامنتظر که نیاز به اقدام فوری داشته باشد.

فوریه

(فِ وْ یِ) [ فر. ] (اِ.) دومین ماه سال فرنگی برابر با دهه دوم و سوم بهمن و دهه اول اسفند.

فوز

(اِ.) = فوزه:
۱- پوز، گرداگرد دهن.
۲- آروغ.

فوز

(فُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پیروزی یافتن.
۲- رستگار شدن.
۳- (اِمص.) پیروزی، فتح.
۴- رستگاری.

فوطه

(طِ) [ معر. ] (اِ.) نک فوته.

فوطه کردن

(~. کَ دَ) [ معر - فا ] (مص م.) چاک دادن قبا.

فوفل

(فِ یا فَ) (اِ.) درختی است از تیره نخل‌ها که در مناطق گرم آسیا (هندوستان و جزایر سند و جاوه) می‌روید. درختی است نسبتاً بلند و برگ‌هایش شانه‌ای هستند که در انتهای تنه برافراشته این درخت مانند تاجی قرار دارند. ...

فوق

(فَ) [ ع. ]
۱- (ق.) بالا، زبر.
۲- (ص.) بهتر، افضل.

فوق الذکر

(فُ قُ ذِّ) [ ع. ] (ص مر.) یاد شده در بالا.

فوق العاده

(فَ قُ لْ دِ) [ ع. ]
۱- (ق مر.) غیرمعمول، غیرعادی.
۲- (اِمر.) پولی که علاوه بر حقوق به کسی داده شود.

فوقانی

(فَ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) بالایی، زبرین.

فولاد

[ معر. ] (اِ.) = پولاد: آلیاژی سخت که ماده اصلی آن آهن و مقدار کمی کربن است.
۲- گرز.

فولادین

(ص نسب.) منسوب به فولاد، ساخته شده از فولاد، پولادین، فولادی.

فولکلور

(فُ لْ لُ) [ فر. ] (اِمر.) توده شناسی، علم به افسانه‌ها، باورها، ترانه‌ها، و... توده مردم، فرهنگ مردم (فره).

فوم

[ ع. ] (اِ.) گندم و نخود و حبوب دیگر که از آن‌ها نان سازند.