ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
فیلم
[ فر. ] (اِ.)۱ - نوار قابل انعطاف سلولوییدی که با امولسیون حساس در برابر نور پوشیده شدهاست و در عکاسی و فیلم برداری استفاده میشود.
۲- (فا) مجموع یک نمایش سینمایی. ؛~ بازی کردن کنایه از: ظاهرسازی کردن، ...
فیلم برداری
(بَ) [ فر - فا. ] (حامص.)
۱- عمل تهیه فیلم.
۲- ثبت پی در پی تصویر صحنهها یا رویدادها توسط دوربین فیلم - برداری.
فیلمنامه
(مِ) [ فر - فا. ] (اِمر.) داستان یا نوشتهای که براساس آن فیلم تهیه میشود، سناریو.
فیله
(فِ لَ) [ ع. فیله ] (ص.)۱ - پست، فرو م ایه.
۲- کم عقل.
فیله
(لِ) [ فر. ] (اِ.) راسته، گوشت دو طرف ستون فقرات گاو و گوسفند که برای کباب کردن مناسب تر است.
فیلک
(فَ یا فِ لَ) (اِ.) بیلک، تیری که پیکان آن دو شاخ باشد.
فیلی
۱ - (ص نسب ) منسوب به فیل ؛ آنچه که به فیل مربوط است.
۲- (ص.) رنگ خاکستری با ته رنگ آبی.
فین
(اِ.) (عا.) آب بینی، مَف.
فین فین
(اِصت.) صدای مقطع بیرون راندنها هوا از سوراخ بینی.
فین کردن
(کَ دَ) (مص ل.) (عا.) تخلیه کردن آب بینی.
فینال
[ فر. ] (اِ. ص.)
۱- آخر، آخرین، مرحله نهایی، مرحله پایانی.
۲- پایان مسابقه یا آخرین مسابقه ورزشی.
فینالیست
[ فر. ] (اِ.) کسی که به آخرین مرحله مسابقه راه پیدا کردهاست.
فینه
(نِ یا نَ) (اِ.) کلاهی پشمی سرخ (غالباً) که مصریان و بعضی هندیان (سابقاً ترکان عثمانی) بر سر میگذارند.
فینگی
(ص نسب.) کسی که آب بینیش غالباً فرو ریزد.
فیوز
[ انگ. ] (اِ.) اسبابی که جهت جلوگیری از عبور جریان شدید الکتریسته در یک مدار به کار میرود. ؛~ پراندن کنایه از: حیرت زده شدن.
فیوض
(فُ) [ ع. ] (اِ.) جِ فیض.
فیوضات
(فُ) [ ع. ] (اِ.) جِ فیوض. جج فیض.
فیکس
[ انگ. ] (ص.) ثابت، بدون حرکت.
فیگور گرفتن
(گِ رِ تَ) [ فر - فا. ] (مص ل.)
۱- قیافه گرفتن، تکبر کردن.
۲- حالت خاص به خود گرفتن برای نشان دادن عضلات بدن در ورزش بدن سازی.
ق
(حر.) بیست و چهارمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۱۰۰ در حساب ابجد.