ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
فی مابین
(بَ) [ ع. ] (ق مر.) در میان، دربین.
فی نفسه
(نَ فْ س) [ ع. ] (ق.)به خویش، به خودی خود.
فیار
(اِ.) شغل، کار، عمل، پیشه.
فیاض
(فَ یّ) [ ع. ] (ص.)
۱- بسیار فیض - دهنده، بسیار بخشنده.
۲- جوانمرد.
۳- جوی پر آب.
فیافی
(فَ فِ) [ ع. ] (اِ.) جِ فیفاء.
فیال
(اِ.) تیری که پیکان آن دو شاخ باشد.
فیاوار
(فَ) (اِ.) بیاوار؛ شغل، کار، پیشه.
فیبر
[ فر. ] (اِ.)
۱- نوعی مقوای ضخیم که به جای تخته نازک در کارهای نجاری به کار رود.
۲- نسج، الیاف (فره).
فیبرین
[ فر. ] (اِ.) ماده آلبومینوئیدی مستخرج از خون که به شکل الیاف کش - داری در حالت مرطوب میباشد و در حالت خشک سخت و شکنندهاست. باید دانست که فیبرین در خون جاری وجود ندارد و فقط به ...
فیت
[ انگ. ] (ص.) اندازه، مناسب.
فیج
(فَ یا فِ) [ معر. ] (اِ.) پیک، قاصد. ج. فیوج.
فیحا
(فَ) [ ع. فیحاء ] (اِ.) زمین فراخ.
فیر
(اِ.)
۱- افسوس، تأسف.
۲- ریشخند، لاغ.
فیرنده
(رَ دِ) (ص فا.)
۱- خرامنده، کسی که با ناز و تکبر راه میرود.
۲- مسخره کننده.
فیروز
[ ع. ] (ص.) پیروز، برنده.
فیروزه
(زِ) (اِ.) پیروزه، از سنگهای گران بهای معدنی به رنگ آبی آسمانی.
فیروزی
(اِ.) پیروزی.
فیریدن
(دَ) (مص ل.)
۱- خرامیدن، با ناز و تکبر رفتار کردن.
۲- مسخره کردن.
فیزیوتراپی
(یُ تِ) [ فر. ] (اِ.) عمل درمان بیماری، ضعف یا نقصهای بدنی با انجام دادن حرکتهای اصولی مفاصل و اندامها به کمک اسبابهای ویژه با یاری درمانگر، فیزیک درمانی. (فره).
فیزیولوژی
(یُ لُ) [ فر. ] (اِ.) علم وظایف اعضاء بدن جانداران، علمی که درباره طرز کار اعضا و دستگاههای بدن جانوران و ارتباط آنها با یکدیگر بحث میکند، کار اندام شناسی، کار اندام (فره).