ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

قدیم و ندیم

(~ُ نَ) (ص مر.) ایام بسیار قدیم، زمان گذشته.

قدیمی

(~.) [ ع. ] (ص نسب.)۱ - دیرینه، کهنه.
۲- سال دیده، پیر.

قذال

(قَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- پس سر.
۲- بناگوش.

قذر

(قَ ذَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پلید گردیدن.
۲- (اِمص.) پلیدی.
۳- (اِ.) چرک.
۴- غایط. ج. اقذار.

قذر

(قَ ذِ) [ ع. ] (ص.) پلید، چرکین.

قذف

(قَ) [ ع. ] (مص ل.) استفراغ، بالا آوردن.

قذی

(قَ ذا) [ ع. ] (اِ.) خاشاک ج. اقذاء.

قر

(قِ) (اِ.) (عا.) ادا و اطوار، پیچ و تابی که به بدن می‌دهند. ؛ ~ کمر انداختن کمر خود را با حرکات عشوه آمیز تکان دادن.

قر

(قُ) (ص.) کسی که ورم بیضه دارد.

قر

(~.) (ص.) (عا.) فرو رفته.

قر زدن

(قُ. زَ دَ) (مص م.) نک غر زدن.

قر و غربیله

(قِ رُ غَ لِ) (اِمر.) عشوه، قر و غمزه.

قر و غمزه آمدن

(~ُ غَ زِ. مَ دَ) (مص ل.) (عا.)
۱- ادا و اطوار درآوردن.
۲- اشکال تراشی کردن.

قر و فر

(~. فِ) (اِمر.) آرایش، توالت.

قرآن

(قُ) [ ع. ] (اِ.) نام کتاب آسمانی مسلمانان که بر محمد (ص) نازل شد. ؛~ خدا که غلط نشده! عبارت کنایی دال بر بی اهمیت بودن یا خالی از ایراد نبودن آن چه روی داده یا ...

قراء

(قَ رّ) [ ع. ] (ص.) خوش خوان، نیکو خواننده قرآن.

قراء

(قُ رّ) [ ع. ] (ص.) ج. قاری.

قرائت

(قَ ئَ) [ ع. قرائه ] (مص م.) خواندن کتاب و غیره.

قراب

(~.) [ ع. ] (اِ.) غلاف شمشیر، نیام.

قراب

(قَ رّ) [ ازع. ] (اِ.) ظرف شیشه‌ای، قرابه.