ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
لودگی
(لُ دَ یا دِ) (حامص.) مسخرگی.
لور
(اِ.) کمان حلاجی، کمان پنبه زنی.
لور
(اِ.) شوخی، بی حیایی.
لور
(اِ.)
۱- سیل، سیلاب.
۲- زمینی که آن را سیلاب کنده باشد.
لور
[ ماز - قزوینی. ] (اِ.) ماده پنیری که از شیر بریده حاصل شود، چون آب شیر را که مایع پنیر زده باشند و آب آن خارج شده، بجوشانند مایعی سفیدرنگ مانند پنیر به دست میآید که آن را ...
لورانک
(نَ) (اِ.) دبه روغن.
لوره
(رِ) (اِ.) نک لورکند.
لورک
(رَ) (اِمصغ.) کمان حلاجی.
لورکند
(کَ) (اِمر.) زمینی که سیلاب آن را کنده و گود کرده باشد.
لوری
(اِ.)
۱- کولی، غربتی.
۲- نوازنده، خواننده.
۳- خوره، جذام.
لوز
(~.) (اِ.) موش.
لوز
(~.) (اِ.) چسب.
لوز
(~.) (اِ.) = لوزه: قسمی شیرینی که خود ا نواع مختلف دارد: لوز بادام، لوز شیرازی، لوز عسل، لوز نارگیل.
لوز
(~.) (ص. اِ.) امرد، تاز.
لوز
(لُ یا لَ) (اِ.) بادام.
لوزالمعده
(لُ زُ لْ مِ دِ) [ ع. ] (اِ.) اندام غدهای شکل بادامی که در زیر و پشت معده قرار دارد و ترشح خارجی آن شیره لوزالمعده و ترشح داخلی آن انسولین است.
لوزه
(لُ زِ) (اِ.) هر یک از دو جسم بادامی شکل کوچک که از بافت لنفی تشکیل شده و در دو طرف حلق قرار دارد.
لوزی
(لُ) (اِ.) چهار ضلعی که چهار ضلعش برابر است و زاویههای مقابل آن دو به دو مساوی باشند.
لوزینه
(لُ یا لَ نِ) (اِ.) یک قسم شیرینی است که از شکر و گلاب و بادام و پسته ساخته شود.
لوس
۱ - (اِ.) چاپلوس، چرب زبان.
۲- (عا.) (ص.) کسی که خود را بی جهت نزد دیگران عزیز میکند.