ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

لولب

(لَ یا لُ لَ) (اِ.) آب بسیار که جهت بسیاری و تنگی دهانه کاریز یا ماسوره به هنگام جریان بگردد و به صورت نایژه باشد.

لوله

(لِ)(اِ.)هرچیز میان تهی دراز و استوانه‌ای شکل.

لوله کردن

(~. کَ دَ) (مص م.) در نوردیدن، درپیچیدن.

لولهنگ

(لُ لَ هِ) (اِ.) = لولهین. لولین. لولئین: آفتابه گلی، ابریق. ؛ ~ کسی زیاد آب گرفتن کنایه از: دارای نفوذ و اعتبار بودن.

لولو

(اِ.) شکل موهومی که بچه را با آن بترسانند.

لولو خرخره

(خُ خُ رِ) (اِمر.) نک لولو.

لولی

(ص نسب.)۱ - کولی، بی خانمان.
۲- بی شرم، بی حیا.

لولیدن

(دَ) (مص ل.)
۱- (عا.) در جای خود جنبیدن و پیچیدن.
۲- رفت و آمد کردن به آهستگی.
۳- نمو کردن کودک به طوری که خود بتواند راه برود.

لولیده

(دِ) (اِمف.)
۱- (عا.) در جای خود جنبیده.
۲- به آهستگی رفت و آمد کرده.

لوم

(لُ) [ ع. ] (مص م.) نکوهش، سرزنش.

لون

(لُ) [ ع. ] (اِ.) رنگ، گونه. ج. الوان.

لونالون

(لُ لُ) [ ع - فا. ] (ص مر.) رنگارنگ، رنگ به رنگ.

لوند

(لَ وَ) (ص.)
۱- روسپی، فاحشه.
۲- عشوه گر.

لووردراپه

(وِ دِ پِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی پرده عمودی به صورت نوارهای باریک متعدد، پردآویز (فره).

لوچ

(ص.) (عا.) دوبین، احول.

لوچه

(لُ چِ) (عا.) لب، لب کوچک.

لوژ

[ فر. ] (اِ.) گردونه‌ای کوچک که روی آن نشینند و در پیست‌های اسکی روی برف سر خورند.

لوک

(اِ.) آن که روی زانو و کف دست راه رود.

لوک

(اِ.) نوعی شتر کم موی بارکش.

لوکس

[ فر. ] (ص.) شیک، زیبا، قشنگ، پر - شکوه، تجملی.