ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

لوکه

(~.) (اصت.) آواز و ناله گربه و سگ.

لوکه

(کِ یا کَ)
۱- آرد (مطقاً).
۲- آردی که از گندم و نخود بریان شده به دست آید؛ آرد پست.

لوکه

(~.) (اِ.) پنبه که پنبه دانه را از آن جدا کرده باشند و هنوز حلاجی نشده باشد.

لوکیدن

(دَ)(مص ل.)۱ - چهار دست و پا رفتن.
۲- بد راه رفتن اسب و شتر که سوار را تکان دهد.

لوی

(لَ وا) [ ع. ] (اِمص.) پیچش شکم و درد آن.

لوی ئیل

[ تر. ] (اِمر.) سال نهنگ، سال پنجم از دوره دوازده ساله ترکان.

لوید

(لَ) (اِ.) دیگ مسی بزرگ.

لویشه

(لَ شَ یا ش) (اِ.) ریسمانی که به شکل حلقه بر سر چوبی نصب کنند و اسب و خر چموش را در آن حلقه نهند و بتابند تا حرکات ناپسند نکنند؛ لویش و لویشن و لبیشه و لبیشن و لباشه ...

لویه

(یَ یا یِ) (اِ.) هر تا از پارچه و لباس، لای، تاه، تو.

لپ

(لُ پّ) (اِ.) هر یک از دو سوی چهره، دو سوی دهان. ؛ ~. ~ خوردن کنایه از: حریصانه و عجولانه خوردن.

لپان

(لِ) (ص.) درخشان، درخشنده.

لپه

(لَ پِّ) (اِ.)
۱- هر یک از دو نیمه دانه باقلا و نخود و لوبیا و دیگر حبوبات که قابل نیمه شدن باشند.
۲- برگ اولیه یا رویانی در دانه.
۳- فرآورده‌ای از نخود، به ویژه نخود سیاه.

لچ

(لَ) (اِ.) چهره، رخ، رخسار.

لچ

(لُ) (ص.) = لوچ. لوج: لخت، برهنه، عریان.

لچر

(~.) (اِ.) (عا.) متلک، لیچار.

لچر

(لَ چَ یا چَّ) (ص.) (عا.) فرومایه، پست.

لچن

(لُ چَ) (اِ.) قحبه، روسپی.

لچک

(لَ چَ یا چَّ) [ تر. ] (اِ.) چارقد، روسری. ؛ ~به سر کنایه از: زن، دشنامی است مردان ترسو و بی جربزه را.

لچکی

(~.) (ص نسب.) منسوب به لچک.
۱- سه گوش، مثلث شکل.
۲- پارچه یا نقشی به صورت متساوی الاضلاع.

لژ

(لُ) [ فر. ] (اِ.)۱ - جایی خاص در تماشا - خانه‌ها.
۲- بخش ممتاز سالن سینما، دورترین بخش از پرده.
۳- جایگاه (فره).