ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

مادرخرج

(~. خَ) (اِ.) کسی که عهده دار هزینه‌های همگانی یک گروه‌است و مبلغ آن را در پایان روز یا مراسم میان افراد سرشکن و از آنان دریافت می‌کند.

مادرخوانده

(~. خا دِ) (اِمر.) نامادری.

مادرزاد

(ص مف.) مربوط یا منسوب به هنگام زاده شدن مثل: کور مادرزاد.

مادرزن سلام

(~. زَ. سَ) [ فا - ع. ] (عا.) مرسوم است که صبح روز بعد از عروسی داماد با هدیه‌ای به دیدار مادر عروس می‌رود. در این دیدار داماد دست مادر عروس را می‌بوسد و از او هدیه‌ای دریافت می‌کند.

مادرسالاری

(~.) (حامص. اِ.) نوعی نظام اجتماعی که در آن مادر صاحب اختیار و رییس خانواده‌است.

مادرگان

(دَ) (اِمر.) آن چه به فرزند رسیده باشد از مادر؛ مق. پدرگان.

مادموازل

(ما زِ) [ فر. ] (اِ.) دوشیزه، دختر خانم.

ماده

(دِّ) [ ع. ماده ] (اِ.)
۱- اصل هر چیزی.
۲- آن چه که وزن داشته باشد و فضا را اشغال کند.

ماده

(دِ) [ په. ] (ص.) مقابل نر.

ماده تاریخ

(~.) (اِمر.) مجموع حروف بیت یا مصراع یا عبارتی که به حساب ابجد تاریخ واقعه‌ای را نشان دهد.

مادون

[ ع. ] (ق.) فروتر، پایین تر.

مادگی

(دِ) (اِ.)
۱- جای دکمه.
۲- آن بخشی از گیاه که ماده گل را تشکیل می‌دهد.
۳- عضو تولیدمثل در جنس ماده.

مادی

(دّ) [ ع. ] (ص نسب.)
۱- کسی که منشأ خلقت را ماده و تحولات طبیعی مربوط به آن می‌داند و قائل به خداوند نیست.
۲- (عا.) مال دوست، پول پرست.

مادیان

(اِ.) اسب ماده.

مار

[ سر. ] (اِ.) عنوانی است که در اول اسامی قدیسان آورند؛ مانند: ماربطرس. مار یعقوب.

مار

(رّ) [ ع. ] مرور کننده، گذرنده.

مار

(اِ.) جانوری است از راسته خزندگان با بدنی استوانه‌ای شکل و نرم که روی زمین می‌خزد و انواع مختلف دارد اعم از سمی یا غیرسمی. ؛ ~ ِ خوش خط و خال کنایه از: شخص حیله گر و ...

مار اسپند

(اِ پَ) (اِ.)
۱- نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی.
۲- نام ایزد موکل بر آب.

مار افسای

(اَ) (ص فا.) مارگیر، کسی که مار را افسون کند.

مارد

(رِ) [ ع. ] (ص.) سرکش، گردنکش. ج. مرده.