ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

مافیا

[ ایتا. ] (اِ.) هر سازمان تروریستی مخفی.

ماقبل

(قَ) [ ع. ] (ص.) پیش، گذشته. مق مابعد.

ماقوت

(اِ.) نوعی حلوا که آن را با نشاسته و شکر تهیه کنند؛ ماقوتی.

مال

[ ع. ] (اِ.) دارایی، ثروت. ج. اموال.

مال الاجاره

(لُ لْ اِ رِ) [ ع. مال الاجاره ] (اِمر.) اجاره بها.

مال التجاره

(لُ تِّ رِ) [ ع. مال التجاره ] (اِمر.) کالای بازرگانی.

مال بند

(بَ) (اِمر.) چوب بلندی در جلو درشکه و ارابه که اسب‌ها را به طرفین آن می‌بستند.

مال خر

(خَ) (ص فا.)
۱- کسی که اموال دزدی شده را می‌خرد.
۲- کسی که شغلش خریدن اسب و استر و مانند آن است.

مال رو

(رُ) (ص مر.) راه باریکی که در اثر رفت و آمد چهارپایان درست شده باشد.

مالاریا

(اِ.) تب نوبه ؛ بیماری گرمسیری که بر اثر گزش پشه آنوفل در بدن انسان پدید می‌آید و با تب و لرز و عرق شدید و متناوب همراه است.

مالامال

(ص مر.) پر، لبریز.

مالاندن

(دَ) (مص م.)
۱- مالیدن.
۲- (عا.) سخت تنبیه کردن.

مالباخته

(تِ) (اِ.) کسی که مالش را از دست داده‌است.

مالت

[ فر. ] (اِ.) جوانه غلات به ویژه جو.

مالح

(لِ) [ ع. ] (ص.) شور، نمکین.

مالش

(لِ) (اِمص.)
۱- لمس با دست.
۲- اصطکاک.
۳- مالیدن.

مالش دادن

(~. دَ) (مص م.)
۱- مالیدن.
۲- تنبیه کردن.

ماله

(لِ) (اِ.)
۱- افزاری که بنایان و گلکاران با آن کاهگل و گچ و آهن را بر دیوار و غیره مالند و آن را انواع است.
۲- تخته‌ای که برزیگران بر زمین شیار کرده کشند تا کلوخ‌های آن را نرم کنند و ...

ماله

(لَ یا لِ) (ص.) پر، لبریز، لبالب ؛ مق. خوله.

مالک

(لِ) [ ع. ] (ص.)
۱- صاحب، دارنده.
۲- حاکم، پادشاه.
۳- نگهبان دوزخ.