ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
مالک الحزین
(لِ کُ لْ حَ) [ ع. ] (اِ.) بوتیمار.
مالک الرقاب
(~. رِ) [ ع. مالک الرقاب ] (ص مر.) مهتر، سرور.
مالکیت
(لِ یَّ) [ ازع. ] (مص جع.) مالک بودن، مالکی. ضح - حقی است که انسان نسبت به شیئی دارد و میتواند هرگونه تصرفی در آن بکند به جز آن چه که مورد استثنای قانون باشد.
مالی
[ ع. ] (اِفا.) پر کننده، پرشونده.
مالی
(اِ.) عسل (در طب قدیم مستعمل است.)
مالیات
(اِ.)
۱- پولی که دولت برای کارهای عمومی و اداره کشور از مردم میگیرد، تاکس.
۲- باج، خراج.
مالیخولیا
(اِ.) = ماخولیا: مأخوذ از یونانی ؛ نوعی بیمار مغزی که موجب ایجاد اوهام و خیالات میشود.
مالیدن
(دَ)
۱- (مص ل.) تماس و ساییده شدن دو چیز.
۲- (مص م.) تنبیه کردن.
۳- (عا.) از بین رفتن، نیست شدن.
۴- (مص م.) نابود کردن.
مالیده
(دِ) (ص مف.)
۱- تنبیه شده، مالش داده شده.
۲- (عا.) تلف شده، از بین رفته.
۳- مرتب شده.
مالیه
(یِّ) [ ازع. ]
۱- (ص نسب.) مؤنث مالی.
۲- (اِ.) وجه نقد و املاک و مستغلات.
مام
(اِ.) مادر.
ماما
(اِ.)
۱- مادر.
۲- قابله.
ماماجیم جیم
(اِمر.) (عا.) نوعی حلوا از جنس حلوا جوزی که آن را به صورت قرصهای پهن و نازک (به بزرگی نان شیرمال و نازکتر از آن) سازند و روی آن کنجد یا شاهدانه پاشند.
مامازی
(اِ.) اولین مدفوعی که از شکم نوزاد بیرون میآید و رنگ آن سیاه و قهوهای تیرهاست.
مامان
[ فر. ]
۱- (اِ.) (در زبان کودکان) مادر.
۲- (ص.) در تداول فارسی هر چیز خوب و قشنگ.
مامانی
(ص نسب) هر چیز خوب و قشنگ و دوست داشتنی.
ماماچه
(چِ) (اِ.) قابله.
مامایی
(حامص.) ماما بودن، قابلگی.
مامضی
(مَ ضا) [ ع. ] (ص.) گذشته، آنچه گذشت.
ماموت
[ فر. ] (اِ.) گونهای فیل فسیل شده که در ابتدای دوران چهارم در اروپا و شمال آسیا میزیسته و بدنش پوشیده از موهای طویل بوده و عاج طویل و پیچیدهای داشتهاست.