ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
مرحبا
(مَ حَ) [ ع. ] (شب جم .) آفرین ؛ کلمهای که در تحسین استعمال میکنند.
مرحل
(مَ حَ) [ ع. ] (اِ.) آنجا که کوچ کنند؛ مسکن.
مرحله
(مَ حَ لَ یا لِ) [ ع. مرحله ] (اِ.) منزل، منزلگاه.
مرحله دار
(~.) [ ع - فا. ] (ص فا.) نگهبان جادهای که در میان دو منزلگاه واقع است.
مرحمت
(مَ حَ مَ) [ ع. مرحمه ] (اِمص.) مهربانی، لطف.
مرحوم
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) آمرزیده شده، مجازاً: شخص درگذشته.
مرحومه
(مَ مِ یا مَ) [ ع. مرحومه ] (اِمف.) مؤنث مرحوم.
مرخشه
(مَ رَ ش) (ص.) نحس، شوم.
مرخص
(مُ رَ خَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- اجازه داده شده.
۲- آزاد شده.
مرخصی
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.)
۱- اجازه، رخصت.
۲- آزادی.
۳- رهایی پس از خاتمه کار.
مرخم
(مُ رَ خَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- کوتاه شده.
۲- کلمهای که دنباله آن بریده شده باشد.
مرخی
(مُ رَ خّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- سست کننده.
۲- دارویی را گویند که به قوت حرارت و رطوبت خود قوام اعضای کثیفه المسام را نرم و مسامات آن را وسیع بگرداند تا آن که به سهولت و آسانی فضول مجتمعه ...
مرد
(مَ رَ دّ) [ ع. ]
۱- (مص م.) بازگردانیدن.
۲- (اِمص.) رد، بازگشت.
مرد
(مُ) (اِمص.) مردن، مرگ.
مرد
(مَ) [ په. ] (اِ.)
۱- مقابل زن. ج. مردان.
۲- کنایه از: شجاع، دلیر، بخشنده.
مرداب
(مُ) (اِمر.) تالاب، آبگیر.
مرداد
(مُ) (اِ.)
۱- نام روز هفتم از هر ماه خورشیدی.
۲- نام ماه پنجم از سال خورشیدی.
۳- امشاسپند موکل بر گیاه.
مردادگان
(~.) (اِمر.) روزمرداد (هفتم) از ماه مرداد که ایرانیان باستان آن را جشن میگرفتند.
مردار
(مُ) [ په. ] (اِ.)
۱- لاشه.
۲- نجس، پلید.
مرداس
(مَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- سر، رأس.
۲- سنگ - کوب.
۳- سنگی که به ته چاه اندازند تا معلوم شود که آب دارد یا نه.