ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تأله
(تَ أَ لِّ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پرستیدن.
۲- خدا شدن، الاهیت را به خود بستن.
۳- (اِمص.) خداپرستی.
۴- پارسایی.
تألیف
(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- فراهم آوردن، گرد آوردن.
۲- نوشتن کتاب.
تألیف کردن
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) نوشتن کتاب.
تأمر
(تَ أَ مُّ) [ ع. ] (مص ل.) فرمان راندن.
تأمل
(تَ أَ مُّ) [ ع. ] (مص ل.) نیک نگریستن، اندیشه کردن.
تأمل کردن
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) درنگ کردن.
تأمیر
(تَ) [ ع. ] (مص م.) به امارت گماردن، امیر کردن.
تأمیل
(تَ) [ ع. ] (مص م.) امیدوار ساختن، آرزومند کردن.
تأمین
(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- ایمن کردن، آرام دادن.
۲- حفظ کردن.
تأمینات
(تَ) [ ع. ] (اِ.) جِ تأمین. شعبهای در اداره شهربانی در گذشته، که امروزه به نام آگاهی معروف است.
تأنس
(تَ أَ نُّ) [ ع. ] (مص ل.) انس گرفتن، خوی گرفتن.
تأنق
(تَ أَ نُّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- دقت زیاد در کاری.
۲- از روی حکمت کاری را انجام دادن.
تأنی
(تَ أَ نِّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- درنگ کردن.
۲- سستی کردن، تأخیر کردن.
تأنیث
(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- علامت مؤنث به کلمه عربی ملحق کردن.
۲- مؤنث خواندن.
۳- مادگی.
تأنیس
(تَ) [ ع. ] (مص م.) دمساز کردن، انس دادن.
تأهب
(تَ أَ هُّ) [ ع. ] (مص ل.) آماده شدن، تهیه دیدن.
تأهل
(تَ أَ هُّ) [ ع. ] (مص ل.) زن گرفتن، ازدواج.
تأهیل
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ارزانی داشتن، سزاوار شمردن، سزاوار کردن.
تأویل
(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) بازگردانیدن.
۲- تفسیر کردن، بیان کردن.
۳- (اِمص.) شرح و بیان کلمه یا کلام به طوری که غیر از ظاهر آن باشد، تعبیر. ج. تأویلات.
تأکد
(تَ أَ کُّ) (مص ل.) استوار شدن، محکم شدن.