ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تاغ
(اِ.) تخم مرغ.
تافتان
(اِ.) = تافتون: نوعی نان نسبتاً نازک و پهن که بر دیواره تنور پخته میشود.
تافتن
(تَ) (مص م.)
۱- پیچیدن، تاب دادن.
۲- سرپیچی کردن.
۳- درخشیدن.
۴- تاب آوردن.
۵- گراییدن، روی آوردن.
تافتن
(~.) [ په. ] (مص ل.)
۱- برافروختن، روشن شدن.
۲- گرم گردیدن.
تافته
(تِ) (ص مف.)
۱- برافروخته، روشن شده.
۲- گداخته، گرم شده.
۳- آسیب دیده، کوفته.
۴- رنجیده، آزرده.
۵- پیچیده شده، تاب داده.
تافته
(~.) (اِ.) نوعی پارچه ابریشمی.
تافشک
(فَ) (اِ.) موریانه.
تاق
(اِ.) نک تاغ.
تاقدیس
(اِمر.) = طاقدیس:
۱- مانند تاق، به شکل تاق.
۲- در دانش زمین شناسی به چین - خوردگیهای تاق مانند زمین گفته میشود.
۳- تخت تاقدیس، نام تخت خسروپرویز که از عجایب زمان وی شمرده میشد.
تال
(اِ.) نک تار.
تال
(اِ.) طبق فلزی.
تالاب
(اِ.) آبگیر، استخر، برکه.
تالار
(اِ.) اتاق بزرگ، سالن.
تالاسمی
(س ِ) [ فر. ] (اِ.) بیماری خونی ارثی خطرناکی که باعث ناهنجاریهایی در هموگولوبین گلبول قرمز میشود و در نتیجه عامل کم خونی میگردد.
تالاموس
[ فر. ] (اِ.) هر یک از دو توده خاکستری که در طرفین بطن سوم مغز قرار دارد و بخشی از دیواره جانبی حفره بطن سوم را تشکیل میدهد، نَهَنج. (فره).
تالان
[ مغ. ] (اِ.) تاراج.
تالان
[ فر. ] (اِ.) واحد وزنی در یونان قدیم.
تالانک
(نَ) (اِ.) شَلیل.
تالی
[ ع. ] (اِفا. ص.)
۱- از پی رونده.
۲- دنبال، دوّم.
تالیه
(یِ) [ ع. تالیه ] (ص.) مؤنث تالی. ج. توالی.