ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
جرقه
(جِ رَ قِّ) (اِ.)
۱- ریزه آتش که از زغال یا هیزم در حالِ سوختن به هوا بجهد.
۲- برق آنی و کوچک که از اتصال ناگهانی دو سیم برق بوجود میآید.
جرم
(جِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جسم.
۲- رنگ.
۳- هر یک از اجرام آسمانی.
جرم
(جُ) [ ع. ] (اِ.) گناه، بزه.
جرم
(جِ) [ ع. ] (اِ.) دُرد، ته نشست هر چیزی.
جرم نهادن
(جُ. نَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) مجرم شناختن.
جرنده
(جِ رَ دِ) (اِ.) غضروف.
جرنگ
(جَ رَ) [ عا. جرینگ ] (ا ِ.)
۱- صدای زنگ و طاس و امثال آنها.
۲- آواز زدن شمشیر و تیغ و خنجر وغیره.
جرنگی
(جِ رِ) (ق.) جیرنگی، نقد، پول نقد.
جره
(جُ رِّ) (اِ.)
۱- جنس نر جانوران از هر نوع.
۲- باز نر.
جره
(جَ رِّ) [ ع. ] (اِ.)
۱- دام برای شکار آهو و غیره.
۲- خرمهره.
۳- سبو.
جره
(جُ رِ) (ص مر.) نوجوان.
جرو
(جَ) (اِ.)
۱- هرچیز کوچک.
۲- بچه سگ یا شیر.
جرواسک
(جَ سَ) (اِ.) = جیرجیرک. چَزد: حشرهای شبیه ملخ اما کوچکتر از آن که صدای بلندی دارد، در اواخر خرداد و اوایل تیر شروع به خواندن میکند.
جرور
(~.) (اِ.) چاه عمیق.
جرور
(جَ) [ ع. ] (ص.) سرکش (اسب).
جروم
(جُ رُ) [ معر. ] (اِ.) جِ جَرúم، معرب گرم ؛ زمین بسیار گرم.
جرگ
(جُ) (اِ.) صحرا، دشت.
جرگه
(جَ گِ) (اِ.)
۱- گروه، دسته، عدهای از مردم.
۲- نوعی شکار که در آن صید را سواره و پیاده در میان گرفته، صید کنند.
جری
(جَ) [ ع. ] (ص.) گستاخ، بی باک.
جری
(جِ) (اِ.) ممال کلمه اجراء به معنی مستمری، راتبه.