ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
جزئیه
(جُ یَّ یا یُِ) [ ع. ] (ص نسب.) مؤنث جزئی. مق کلیه.
جزا
(جَ) [ ع. جزاء ]
۱- (مص م.) مکافات.
۲- (اِمص.) پاداش.
۳- (اِ.) کیفر.
جزالت
(جَ لَ) [ ع. جزاله ]
۱- (ص.) استوار بودن.
۲- (اِمص.) استواری، محکم بودن الفاظ.
جزایر
(جَ یِ) [ ع. جزائر ] (اِ.) جِ جزیره ؛ آبخستها، جزیرهها.
جزدر
(جَ دَ) (اِ.) = جزدره: دنبه برشته کرده.
جزر
(جَ زَ) [ معر. ] (اِ.) گزر، هویج.
جزر
(جَ) [ ع. ] (مص ل.) پایین رفتن آب دریا.
جزع
(جَ یا جِ) [ ع. ] (اِ.) مهره اسب یمانی آمیخته از دو رنگ سیاه و سفید.
جزع
(جَ زَ) [ ع. ] (مص ل.) بی تابی کردن، ناشکیبایی کردن.
جزعین
(جَ ع) [ ع - فا. ] (ص نسب.) از جنس جزع.
جزغال
(جِ) (اِ.) دنبه برشته شده.
جزغاله
(جِ ل) (اِ.)
۱- دنبه برشته شده.
۲- هرچیز برشته شده. جزدر و جزدره نیز گویند.
جزل
(جَ) [ ع. ] (ص.)
۱- استوار، محکم.
۲- بزرگ، عظیم.
۳- سخن فصیح و محکم.
جزم
(جَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- قطع کردن.
۲- عزم انجام کاری کردن بی تردید.
۳- ساکن گردانیدن آخرین حرف کلمه یا حذف آن براساس قواعد صرفی.
جزم
(جَ) [ ع. ] (اِ.) قلم.
جزو
(جُ) [ ع. جزء ] (اِ.)
۱- نک جزء جز.
۲- سالک راه خدا.
جزور
(جَ) [ ع. ] (اِ.) شتر.
جزور
(جَ) [ ع. ] (اِ.) شتر.
جزوع
(جُ) [ ع. ] (مص ل.) بی تابی کردن، ناشکیبایی کردن.
جزوع
(جَ) (ص.) ناشکیبا.