ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
جمهور
(جُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- توده، گروه، جماعت مردم. ج. جماهیر.
۲- معظم از هر چیزی.
جمهوری
(~.) [ ع. ] (اِ.) نوعی از حکومت که رییس آن از سوی مردم کشور برای مدتی محدود برگزیده شود و آن انواع مختلف دارد: جمهوری اسلامی، جهموری سوسیالیستی، جمهوری دموکراتیک، جهموری فدرال و غیره.
جمهوریت
(جُ یَّ) [ ع. جمهوریه ] (مص جع.) حکومت جمهوری.
جموح
(جُ) [ ع. ] (مص ل)
۱- سرکشی کردن اسب.
۲- (ص.) اسب سرکش و تندرو.
جمود
(جُ) (مص ل.) جامد شدن.
جمیع
(جَ) [ ع. ] (ق.) همگی، همگان.
جمیعاً
(جَ عَ نْ) [ ع. ] (ق.) همگی، همگان.
جمیل
(جَ) [ ع. ] (ص.) زیبا، نیکو.
جمیله
(جَ لِ) [ ع. جمیله ] (ص.) زن زیبارو.
جن
(جِ نّ) [ ع. ] (اِ.)
۱- پری، موجود نامریی.
۲- شکوفه.
۳- اول هر چیزی. ؛ ~ و بسم الله کنایه از: دو شخص یا شی ء مخالف و ضد یکدیگر.
جن
(جَ) (اِ.) طرف، جانب، سوی.
جن زده
(جِ زَ دِ) [ ع - فا. ] (ص مف.) کسی که دچار صرع باشد، دیوانه.
جناب
(جَ) [ ع. ] (اِ.)۱ - درگاه، آستانه.
۲- واژهای ا ست که برای احترام، پیش از نام بزرگان گفته میشود.
جناب عالی
(جَ) [ از ع. ] (اِمر.) واژه احترام آمیز و رسمی برای مخاطب قرار دادن فرد.
جنابت
(جَ بَ) [ ع. جنابه ] (مص ل.)
۱- دور شدن.
۲- نجس شدن، جُنب شدن.
جنابه
(جُ بِ یا بَ) (ص.) توأم، دوقلو.
جنات
(جَ نّ) [ ع. ] (اِ.) جِ جنت.
۱- بهشتها.
۲- بوستانها.
جناح
(جَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- بال.
۲- هر یک از دو طرف لشکر.
جناح
(جُ) [ معر. ] (اِ.) گناه، بزه.
جنازه
(جَ یا جِ زِ) [ ع. جنازه ] (اِ.) جسد مرده.