ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
جنحه
(جُ حِ) [ ع. ] (اِ.) گناه، بزه کوچک.
جند
(جُ) [ معر. گند ] (اِ.) لشگر، سپاه، ج. جنود.
جندار
(جِ) [ معر. ] (اِ.) سربازی که مأمور حفاظت فرمانده قشون حاکم و جزو آنان است، نگهبان. ج. جنادره.
جندبیدستر
(جُ دِ دَ تَ) [ معر ] (اِمر.) = جندبادستر. گندبیدستر: بیضه بیدستر است که سابقاً در تداوی ضددردهای عصبی و ناراحتیهای روحی و ضایعات سیفلیسی و امراض عفونی دیگر به کار میرفتهاست ؛ خصیه الکلب البحر، خایه سگ آبی.
جندر
(جَ دَ) (اِ.) رخت، جامه.
جندره
(جَ دَ رِ) (اِ. ص.)
۱- ناتراشیده، هر چیز پرچین و چروک.
۲- چوبی که با آن رخت و فرش را مالند.
جنده
(جِ دِ) (ص.) (عا.) فاحشه، روسپی.
جندک
(جَ دُ) (اِ.) مسکوک مسین کوچک که کمتر از نیم پول، قیمت داشتهاست.
جندی
(جُ) [ معر - فا. ] (ص نسب)
۱- لشکری، سپاهی.
۲- زنی روسپی که در میان لشکریان به کار میپردازد.
جنرال
(جِ نِ) [ انگ. ] نک ژنرال.
جنس
(جِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- صنف، دسته.
۲- کالا.
۳- در منطق، هر آن چه که انواع زیادی را شامل شود، مانند حیوان، که شامل انسان و دیگر جانوران است.
جنسی
(جِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) آنچه مربوط به امور شهوانی است.
جنسیت
(جِ یَّ) [ ع. ] (مص جع.)
۱- چگونگی جنس.
۲- زن یا مرد بودن افراد.
جنم
(جَ نَ) (اِ.)
۱- ذات، سرشت.
۲- صورت، قیافه.
جنه
(جُ نَّ) [ ع. جنه ] (اِ.) سپر.
جنه
(جِ نَّ) [ ع. ] (ق.) دیوانگی.
جنوب
(جَ یا جُ) [ ع. ] (اِ.) یکی از چهار جهت اصلی که مقابل شمال است.
جنوب
(جُ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ جنب.
۱- پهلوها، کنارها.
۲- جهتها و نواحی.
جنود
(جُ) [ ع. ] (اِ.) جِ جند؛ لشکرها، سپاهها.
جنون
(جُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- دیوانگی، تباه گشتن عقل.
۲- شیفتگی، اشتیاق.
۳- کم عقلی، نادانی.