ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
جنون آمیز
(~.) [ ع - فا. ] (ص فا.) آمیخته به دیوانگی.
جنون آور
(~.) (ص فا.) آن چه تولید دیوانگی کند.
جنگ
(جُ) (اِ.)
۱- کشتی.
۲- دفتری که در آن اشعار و مطالب دیگر نوشته شود.
۳- مجموعهای از برنامهها درباره موضوعی خاص مانند: جُنگ هنر.
۴- آلبوم عکسها و تصویرها.
جنگ
(جَ) (اِ.)
۱- جدال، ستیز. مق آشتی.
۲- ناسازگاری، کشمکش.
۳- برخورد مسلحانه. مق صلح. ؛ ~ زرگری جنگ ساختگی و مصلحتی با کسی برای فریب دادن دیگران. ؛~ روانی تبلیغات و سایر اقدامات طرح ...
جنگاور
(جَ وَ) (ص فا.) جنگجو، شجاع.
جنگاوری
(~.) (حامص.) شجاعت.
جنگل
(جَ گَ) (اِ.)زمین وسیعی که از درختهای انبوه و بسیار پوشیده باشد.
جنگل بان
(~.) (ص مر.)آن که مأمور حفاظت از جنگل است.
جنگل بانی
(~.) (حامص.)
۱- شغل و عمل جنگل بان.۲ - ادارهای از شعب وزارت کشاورزی که مراقبت از جنگلها را به عهده دارد.
جنگلی
(جَ گَ) (ص نسب.)
۱- منسوب به جنگل.
۲- آن که در جنگل زندگی میکند.
جنگنده
(جَ گَ دِ یا دَ) (اِفا.) آن که میجنگد، رزم کننده.
جنگولک بازی
(جَ لَ) (اِمص.) (عا.) = جنغولک بازی: شلوغ کردن و سر و صدای بچگانه راه انداختن.
جنگی
(جَ)
۱- (ص نسب.) منسوب به جنگ.
جنگیدن
(جَ دَ) (مص ل.) نبرد کردن، رزم کردن.
جنی
(جَ) [ ع. ] (ص.) چیده شده.
جنیبت
(جَ بَ) [ ع. ] (اِ.) یدک، اسب کتل.
جنین
(جَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- هرچیز پوشیده.
۲- موجودی که هنوز در رحم مادر به رشد خود ادامه میدهد.
جنیه
(جُ نَ) [ ع. ] (اِ.) لیره مصری برابر با ۱۰۰ غرش یا ۱۰۰۰ ملیم.
جه
(جِ) [ په. ] (ص.)
۱- زن بدکار، روسپی.
۲- دختر اهریمن.
جهات
(جِ) [ ع. ] (اِ.) جِ جهت.