ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
خانه دار
(~.) (ص مر.) کسی که به کارهای خانه پردازد، زنی که امور خانه را با نظم و اقتصاد اداره کند.
خانه داری
(~.) (حامص.)
۱- هنر اداره خانه یا مجموعه آگاهیهای مربوط به آن مانند: آشپزی، خیاطی...
۲- شغل و عمل خانه دار.
خانه زاد
(~.) (ص مف.) فرزند خدمتکار که در خانه ارباب به دنیا آمده باشد.
خانه شاگرد
(~. گِ) (ص مر.) پسری که کارهای خانه را انجام دهد، شاگردخانه.
خانه نشین
(~. نِ) (ص فا.) منزوی، گوشه - نشین.
خانواده
(نْ یا نِ دِ) (اِمر.)
۱- اهل خانه، اهل البیت.
۲- مجموعه افراد دارای پیوند سببی یا نسبی که در زیر یک سقف زندگی میکنند.
۳- مجموعه خویشاوندان، خاندان.
۴- تیره، خاندان.
خانوادگی
(نْ یا نِ دِ) (ص نسب.) مربوط یا منسوب به خانواده.
خانوار
(نِ) (اِمر.) = خانه وار: تعدادِ افراد یک خانواده.
خانگاه
(اِمر.) نک خانقاه.
خانگی
(نِ یا نَ) (ص نسب.)
۱- منسوب و مربوط به خانه.
۲- آن چه در خانه تهیه کنند.
۳- حیوانی که در خانه نگهداری شود.
خانی
[ تر - فا. ] (ص.)
۱- زری که در ماوراء - النهر رایج بوده.
۲- زر خالص.
خانی
(اِ.)
۱- چشمه.
۲- حوض.
خانیچه
(چِ یا چَ) (اِمصغ.)۱ - چشمه کوچک.
۲- حوض کوچک.
خاور
(وَ) (اِ.)
۱- مغرب.
۲- مشرق.
خاوران
(وَ) [ په. ] (اِ.)
۱- مغرب.
۲- مشرق.
خاوند
(وَ) (اِ.) خداوند، صاحب.
خاوندگار
(وَ) (اِمر.) خداوندگار.
خاویار
(اِ.) تخم نوعی سگ ماهی که بسیار مقوی و گرانبهاست.
خاویه
(وِ یَ یا یِ) [ ع. خاویه ] (ص.) زمین خالی (از سکنه.)
خاک
[ په. ] (اِ.)
۱- رویه زمین که باعث رویاندن نباتات میشود، تراب.
۲- مملکت، کشور.
۳- گور، قبر، گورستان.
۴- چیز بی قدر ؛ ~ بر سر شدن کنایه از: سخت بی نوا شدن، دچار رویدادی بسیار غم انگیز شدن. ؛ ...