ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

خربیواز

(خَ) (اِمر.) شب پره بزرگ، خفاش.

خرت

و پرت (خِ تُ پِ) (اِمر.) (عا.) خرده ریز.

خرتال

(خَ) (اِ.) = خرطال: پوست گاو که آن را از طلا یا نقره پر کنند.

خرج

(خُ) [ ع. ] (اِ.) نک خرجین.

خرج

(خَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- هزینه.
۲- حق کار و زحمت.
۳- نفقه.
۴- ماده منفجره برای پرتاب گلوله و مانند آن.

خرجی

(خَ) [ ع - فا. ] (اِمر.) هزینه، هزینه زندگی. ؛ خاصه ~ ول خرجی تبعیض آمیز، بذل و ب خشش اسراف آمیز و معمولاً غیرعادلانه.

خرجین

(خُ) (اِ.) کیسه مانندی که بر پشت چهارپا می‌گذارند و از دو طرف آویزان شده در آن اجناس را قرار می‌دهند.

خرحمالی

(خَ. حَ) (حامص.) (عا.) زحمت مفت، عمل بی اجر.

خرخاش

(خَ) (اِ.)
۱- نگرانی، اضطراب.
۲- غوغا، جنجال.

خرخر

(خُ خُ) (اِ.) آوازی که از گلوی فشرده یا در خواب از گلوی شخص خفته و بعضی حیوانات برآید.

خرخره

(خِ خِ رِ) (اِ.) (عا.) گلو، حنجره. ؛تا ~ زیر قرض بودن کنایه از: بسیار مقروض بودن.

خرخشه

(خَ خَ شَ) (اِ.) نک خرخاش.

خرد

(خُ) [ په. ] (ص.)
۱- کوچک.
۲- کم سال، کودک.

خرد

(خ ِ رَ) [ په. ] (اِ.)
۱- عقل.
۲- ادراک، دریافت.

خرد

(خَ) (اِ.) گل و لای، لجن.

خرد کردن

(خُ. کَ دَ) (مص م.)
۱- از هم پاشیدن، ریزریز کردن.
۲- کشتن، نابود کردن.

خرداد

(خُ) [ په. ] (اِ.)
۱- نام یکی از امشاسپندان و ایزد موکل بر آب.
۲- ماه سوم از سال شمسی.
۳- نام روز ششم از هر ماه خورشیدی.

خردادگان

(خُ) (اِمر.) جشنی در ایران باستان که در روز خرداد - ششمین روز از ماه خرداد - به مناسبت برابر شدن نام روز با نام ماه برپا می‌کنند.

خردسال

(خُ) (ص مر.) کم سال، اندک سال، کودک. ج. خردسالان.

خردل

(خَ دَ) [ ع. ] (اِ.) گیاهی است از تیره چلیپاییان با برگ‌هایی شبیه برگ ترب اما کوچکتر از آن و گل‌هایی به رنگ زرد. دانه‌های آن طعمی تند دارند که اشته اآور می‌باشد.