ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
خره
(خُ رِ) (اِ.) مدار یا گردش آب (در مورد آبیاری به کار میرود).
خرو
(خُ) (اِ.) نک خروس.
خروار
(خَ) (اِ.)
۱- آن مقدار بار که بر پشت خر حمل کنند.
۲- واحدی است برای وزن.
خروج
(خُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- بیرون شدن.
۲- طغیان کردن.
خروس
(خُ) (اِ.) مرغ نر خانگی از راسته ماکیان. ؛ ~ بی محل (عا.) کنایه از: کسی که کارها را بی موقع و بی جا انجام دهد. ؛ ~ جنگی الف - خروسی که برای خروس بازی ...
خروس بازی
(~.) (اِمر.) نوعی سرگرمی که در آن خروسها را با هم به جنگ وامی دارند.
خروس خوان
(~. خا) (اِمر.) هنگام سحر (زمانی که خروس میخواند).
خروس کولی
(خُ. کُ) (اِمر.) پرندهای است وحشی مانند خروس، دارای چشمهای درشت و پایهای دراز و بالهای بزرگ و دم پهن و کاکلی از پر بر سر دارد.
خروسک
(خُ سَ) (اِمصغ.)
۱- خروس کوچک.
۲- بیماری ای است که غالباً کودکان بدان مبتلا میشوند و سبب تورم و تشنج گلو شود و صدای شخص مبتلا به طور مخصوص شبیه به صدای خروس از گلوی او خارج گردد.
خروش
(خُ) (اِ.) بانگ، فریاد.
خروشان
(~.) (ص فا.) فریادکنان، نالان.
خروشیدن
(خُ دَ) (مص ل.) بانگ برزدن، فریاد کشیدن.
خروه
(خُ) (اِ.)
۱- خروس.
۲- تاج خروس.
خروهه
(خُ هَ یا هِ) (اِ.) = خروسه. خروسک: جانوری است که صیادان کنار دام بندند تا جانوران دیگر فریب خورده در دام افتند؛ پایدام، ملواح.
خروچ
(خُ) (اِ.) نک خروس.
خرویله
(خَ لِ) (اِ.)
۱- بانگ و فریاد بلند.
۲- صدای گریه بلند.
خرپا
(خَ) (اِمر.) داربستی از چوب یا آهن به شکل مثلث که زیر سقف، پل و مانند آن قرار میدهند.
خرپشته
(~. پُ تِ) (اِمر.)
۱- پشته بزرگ.
۲- خیمه.
۳- طاق، ایوان.
۴- نوعی جوشن.
خرپول
(~.)(ص مر.) (عا.) پول دار، ثروتمند.
خرچال
(خَ)(اِمر.)
۱- مرغابی بزرگ.
۲- هوبره.