ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

دل تُنُک

(دِ. تُ نُ) (ص.) کم حوصله، کم - ظرفیت.

دل جویی

(~.) (حامص.)
۱- تسلی.
۲- مهربانی، نوازش.
۳- مرغوبیت.

دل خراش

(~. خَ) (ص فا.) آن چه شخص را آزرده و رنجیده سازد.

دل خسته

(~. خَ تِ) (ص مر.)
۱- غمگین، اندوهناک.
۲- دل آزرده.
۳- بیمار.

دل خواه

(~. خا) (ص مف.)
۱- هرچیز که مطلوب باشد.
۲- آرزو.

دل دادن

(~. دَ)
۱- (مص ل.) عاشق شدن.
۲- توجه بسیار کردن.
۳- (مص م.) دلیر ساختن.
۴- دلداری دادن.

دل مرده

(دِ. مُ دِ)(ص مر.) افسرده، بی انگیزه.

دل نمودگی

(دِ. نِ دِ)(اِمص.) شفقت، مهربانی.

دل و دماغ

(دِ لُ دَ) (اِمر.) حوصله و شوق. ؛از ~ افتادن بی حوصله و دلسرد شدن.

دل پر

(دِ پُ) (ص مر.)
۱- بسیار غمگین، اندوهگین.
۲- خشمگین، غضبناک.

دل پیچه

(دِ. چِ) (اِمر.)
۱- احساس درد و پیچش در روده‌ها.
۲- اسهال، شکم روش.

دل کشیدن

(~. کِ دَ) (مص ل.) میل داشتن، جذب شدن.

دل کندن

(~. کَ دَ) (مص ل.) قطع علاقه کردن، ترک کردن.

دل گرفتن

(دِ. گِ رِ تَ) (مص ل.) کنایه از: شجاع شدن، روحیه گرفتن.

دلار

(دُ) [ انگ. ] (اِ.) واحد پول ایالات متحده آمریکا.

دلارا

(ی) (دِ) (ص فا.) = دل آرا:
۱- کسی یا چیزی که سبب سرور و نشاط گردد.
۲- معشوق، زیبا، محبوب.

دلارام

(دِ) (ص مر.) = دل آرام:
۱- آرامش - بخشنده دل.
۲- دلبر.

دلازار

(دِ)(ص فا.) = دل آزار:
۱- آن چه موجب آزردن خاطر باشد.
۲- معشوق ستمگر.
۳- بی رحم.

دلال

(دَ لّ) [ ع. ] (ص.) واسطه، واسطه در خرید و فروش.

دلال

(دَ) [ ع. ] (اِ.) ناز، کرشمه.