ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
دکل
(دَ کَ) (اِ.)
۱- تیر بلندی در عرشه کشتی که بادبان را بر آن نصب کنند.
۲- تیر بلند فلزی یا چوبی برای نگه داشتن چیزی در ارتفاع.
دکل
(~.) (ص.) = دگل:
۱- زمخت، گنده.
۲- امردی که ریش او تمام برنیامده باشد و دست و پای بزرگ و گنده داشته باشد.
دکلته
(دِ کُ تِ) [ فر. ] (ص. اِ.) لباس زنانه که قسمت بالاتنه آن باز است.
دکلمه
(دِ لَ مِ) [ فر. ] (اِ.) خواندن مطلبی با صدایی بلند و حالتی تأثیرگذار.
دکه
(دَ ک ِّ یا ک َّ) (اِ.) بز کوهی، تکه.
دکه
(~.) [ ع. دکه ]
۱- دکان کوچک.
۲- از ادات تمسخر و توهین.
دکور
(دِ کُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- مجموعه اشیاء و اثاثیه در صحنه نمایش و مانند آن.
۲- مجموعه وسایل و اثاثیه خانه.
دکوراسیون
(دِ کُ یُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- عمل تزیین ص حنه نمایش یا سینما.
۲- منظره یک صحنه.
دکوپاژ
(دِ کُ) [ فر. ] (اِمص.) بخش بندی نماهای یک فیلمنامه و ذکر جزییات فنی فیلم.
دکیسه
(دَ کّ س) (ا ِ صت.) (عا.) از ادات تمسخر و توهین.
دگراندیش
(دِ گَ اَ) (ص.) دارای اندیشه متفاوت با اندیشه حاکم بر جامعه.
دگردیسی
(دِ گَ)(حامص.) بعضی دگرگونیها در برخی حیوانات در طول مراحل رشد.
دگش
(دَ گِ) [ تر. ] (اِ.) عوض کردن.
دگم
(دُ) [ فر. ] (ص فا.)
۱- آن که متعصب در عقاید خود است.
۲- در سیاست در مورد کسانی به کار میرود که بدون دلیل و پایه و اساسی روی عقاید خود پافشاری میکنند.
دگمه
(دُ مِ) (اِ.) = دکمه. تکمه: پولکی که روی بعضی از نقاط لباس جهت زیبایی و یا برای وصل کردن دو قسمت آن میدوزند.
دگنگ
(دَ گَ نَ) (اِ.) نوعی چماق زرین که در زمان صفویه و قاجاریه، مأمورین تشریفات به دست میگرفتند.
دی
(دِ یْ) (اِ.)
۱- دهمین ماه هر سال شمسی.
۲- نامِ روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم هر ماه شمسی.
دی
(دِ) [ په. ] (ق.)
۱- روز گذشته، دیروز.
۲- شب گذشته.
دی به آذر
(دَ. بِ. ذَ) (اِمر.) نام روز هشتم از هر ماه شمسی.
دی به مهر
(دَ. بِ. مِ) (اِمر.)
۱- نامِ روز پانزدهم از هر ماه شمسی.
۲- جشنی که در روز پانزدهم ماه دی برپا میکنند.