ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
دی. وی. دی.
[ انگ D.V.D. ] (اِ.) نوعی دیسک فشرده که با سیستم دیجیتال قابل ضبط و پخش است و تصاویر را با دقت بیشتری نشان میدهد.
دیابت
(بِ) [ فر. ] (اِ.) مرضی که به واسطه زیاد شدن مقدار قند خون تولید میگردد که موجب تشنگی مفرط و فزونی تولید پیشاب میشود، بیماری قند (فره).
دیار
(دَ یّ) [ ع. ] (اِ.) کس، کسی.
دیار
(~.) [ ع. ] (ص.) دیرنشین، ساکن دیر و صومعه.
دیار
[ ع. ] (اِ.)
۱- خانه، محل، مسکن.
۲- شهر، قبیله.
دیافراگم
[ فر. ] (اِ.)
۱- سوراخ جلو دوربین عکاسی که کوچک و بزرگ میشود، میان بند (فره).
۲- حجاب حاجز، پرده دل، پرده بین دو سوراخ بینی.
دیالوگ
(لُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- مکالمه، گفت و گوی دو جانبه.
۲- اثر ادبی که به صورت گفت و گو ارائه شود.
دیالکتیک
(لِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- روش بحث و مناظره.
۲- بحث، جدل.
دیان
(دَ یّ) [ ع. ] (ص.)
۱- قاضی.
۲- پاداش - دهنده، به حساب رسنده.
دیانت
(نَ) [ ع. دیانه ]
۱- (اِمص.) دینداری.
۲- (اِ.) آیین خداپرستی.
دیبا
[ په. ] (اِ.) پارچه ابریشمی رنگین.
دیباج
[ معر. ] (اِ.) دیبا.
دیباجه
(جِ) [ معر. دیباجه ] (اِ.)
۱- واحد دیباج.
۲- آغاز کتاب.
۳- مجموعه صحبتهای بین شخصیتهای یک نمایشنامه.
دیبادین
(دَ یا دِ) (اِمر.) نک دَی به دین.
دیباچه
(چِ) (اِ.) نک دیباجه.
دیبه
(دِ بَ هْ) (اِ.) دیبا.
دیت
(دِ یَ) [ ع. دیه ] (اِ.) دیه.
دیجور
(دَ) [ ع. ] (ص.) سیاه، تاریک.
دیجیتال
[ انگ. ] (ص.) ویژگی سیگنال یا دستگاهی که تغییرات ناپیوسته دارد و فقط میتواند دو مقدار داشته باشد، به صورت عدد یا رقم. مق آنالوگ.
دید
(مص مر.) دیدن، رؤیت کردن.