ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
دیرینه
(نِ) (ص نسب.) دیرین.
دیز
(اِ.)
۱- رنگِ اسب یا استر.
۲- شبیه، مانند.
۳- دژ، قلعه.
دیز
(اِ.) = دیزی. دیزندان: نوعی دیگ و پاتیل.
دیز
(یِ) (اِ.) یکی از علامات تغییردهنده که قبل از نوتها گذاشته شود. این علامت صدای نوت را نیم پرده بالا برده آن را زیر میکند؛ مق. بم.
دیزاین
[ انگ. ] (اِ.)
۱- طرح.
۲- طراحی.
دیزج
(دَ زَ) (اِ.) دیزه.
دیزل
(زِ) [ آلما. ] (اِ.) دستگاه موتورهای روغنی که به وسیله «دیزل» آلمانی اختراع گردیده و در آنها انواع روغن و نفت را به جای بنزین به کار برند.
دیزندان
(زَ) (اِمر.) سه پایهای آهنین که دیگ مسین را بر بالای آن گذارند و طعام پزند.
دیزه
(زِ) (اِ.)
۱- رنگ، رنگ سیاه و کبود.
۲- اسبی که رنگش سیاه یا خاکستری باشد. دیزج و دیزک هم گفته شده.
دیزی
(اِمر.) ظرف سفالین یا سنگی که در آن معمولاً آبگوشت پزند.
دیس
(اِ.) رنگ، لون.
۲- شبیه، نظیر.
دیس
پسوند شباهت و لیاقت: طاقدیس، تندیس.
دیسانتری
(تِ) (اِ.) [ معر. ذوسنطاریا ] اسهال خونی.
دیسک
[ فر. ] (اِ.)
۱- هر نوع صفحه گرد و تخت آهنین.
۲- صفحهای گرد و غضروفی در میان مهرهها که جابه جایی آن ایجاد درد میکند.
۳- نوعی صفحه گرد با وزنی حدود دو کیلوگرم که در ورزش پرتاب دیسک از آن ...
دیسکت
(کِ) [ فر. ] (اِ.) صفحهای از جنس پلاستیک با پوششی مغناطیسی برای ذخیره اطلاعات در کامپیوتر.
دیسیپلین
[ فر. ] (اِ.) انضباط، نظم و ترتیب.
دیشلمه
(لَ مِ) [ تر. ] (ص مر.) چایی که شکر یا قند در آن حل نکرده باشند، قندپهلو.
دیفتری
(تِ) [ فر. ] (اِ.) بیماری ای که در گلو پدید آید و حلق و حنجره و قصبه الریه را مبتلا کند.
دیفرانسیل
(یِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- دستگاهی در اتومبیل که نیروی لازم را به چرخها منتقل میسازد.
۲- در ریاضی حاصل ضرب مشتق تابع در نمو متغیر مستقل. (فره).
دیفروجس
(جِ) (اِ.) نک دیفروغس.