ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

ذوالاکرام

(~. اِ) [ ع. ] (ص مر.)
۱- خداوند احسان.
۲- صفتی است از صفات خدای تعالی.

ذوالبحرین

(~. بَ رَ) [ ع. ] (اِمر.) شعری که دارای دو بَحر شعری باشد.

ذوالبحور

(~. بُ حُ) [ ع. ] (ص مر.) شعری که دارای سه بحر شعری یا بیشتر باشد.

ذوالجلال

(~. جَ) [ ع. ] (ص مر.) از صفات خداوند، دارنده جلال، صاحب بزرگواری.

ذوالحجه

(~. حَ جَُ) [ ع. ذوالحجه ] (اِمر.) = ذی الحجه: آخرین ماه از سال قمری.

ذوالعرش

(~. عَ) [ ع. ] (ص مر.) از صفات خداوند به معنای صاحب سریر، دارند ه تخت.

ذوالفقار

(~. فَ) [ ع. ] (اِ.)نام شمشیر منبه بن حجاج (عاص بن منبه) که به روز بدر کشته شد و آن شمشیر را رسول اکرم (ص) برای خویش گزید و سپس آن را در غزوه احد به علی (ع) ...

ذوالقافیتین

(~. فú یَ تَ) [ ع. ] (اِمر.) نک ذوقافیتین.

ذوالقدر

(~. قَ) [ ع. ] (ص مر.)
۱- توانا.
۲- صاحب بزرگواری.

ذوالقربی

(~. قُ با) [ ع. ] (اِمر.) خویش، خویشاوند؛ جِ ذوی القربی.

ذوالقعده

(~. قَ دَ) [ ع. ذوالقعده ] (اِمر.) = ذی القعده: ماه یازدهم از سال قمری.

ذوالقوافی

(~. قَ) [ ع. ] (ص مر.) شعری که بیش از دو قافیه داشته باشد.

ذواللسانین

(~. لِ نَ) [ ع. ] (ص مر.) کسی که به دو زبان سخن گوید و نویسد.

ذوالمجد

(~. مَ) [ ع. ] (ص مر.) دارنده مجد و بزرگی.

ذوالمن

(~. مَ ن ْ یا نُ) [ ع. ] (ص مر.) از صفات خداوند به معنی دارنده نعمت‌ها.

ذوالمناقب

(~. مَ قِ) [ ع. ] (ص مر.) صاحب منقبت‌ها، خداوند هنرها و کارهای نیکو.

ذوالمنن

(~. مِ نَ) [ ع. ] (ص مر.) نک ذوالمن.

ذوالمکارم

(~. مَ رِ) [ ع. ] (ص مر.) صاحب مکرمت‌ها، خداوند کرم‌ها.

ذوالنور

(ذُ نّ) [ ع. ] (ص مر.) خداوند روشنایی.

ذوالنون

(ذُ نُّ) [ ع. ] (اِ.)
۱- صاحب ماهی.
۲- لقب حضرت یونس (ص) به خاطر رفتن در شکم ماهی.