ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
راغ
(اِ.)
۱- مرغزار.
۲- دامن کوه.
۳- صحرا.
راغب
(غِ) [ ع. ] (اِفا.) مایل، خواهان. ج. راغبین.
رافض
(فِ) [ ع. ] (اِفا.) ترک کننده، رهاکننده.
رافضه
(فِ ض) [ ع. رافضه ]
۱- (اِفا.) مؤنث رافض.
۲- گروهی که به پیشوای خویش پشت کرد ه و او راترک کنند.
رافضی
(فِ) [ ع. ] (ص.)
۱- ترک کننده.
۲- اصطلاح سنّییان درباره شیعه به علت ترک رأی صحابه در بیعت با ابوبکر و عمر.
رافع
(فِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- بالابرنده، بلند کننده.
۲- بردارنده قصه به شاه یا امیر، عرض حال دهنده.
راقد
(قِ) [ ع. ] (ص فا.) خوابنده، خوابیده.
راقم
(قِ) [ ع. ] (اِفا.) نویسنده، محرر.
راقی
[ ع. ] (اِفا.)
۱- بالا رونده، جلو رونده.
۲- افسونگر.
۳- تحصیل کرده.
رالی
[ انگ. از فر. ]
۱- نوعی مسابقه اتومبیل - رانی با مساحت طولانی که در جادهها و با قوانین مشخص از نظر سرعت و زمان و مسیر مسابقه برگزار میشود.
۲- در ورزشهایی مانند بدمینتون و تنیس رد و بدل ...
رام
[ په. ] (ص.)
۱- مطیع، فرمانبردار.
۲- خو گرفته، آموخته.
۳- در آیین زردشتی، یکی از ایزدان و نام بیست ویکم از هر ماه شمسی.
رامح
(مِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- نیزه زن.
۲- نیزه دار.
رامش
(مِ) [ په. ]
۱- (اِمص.) آرامش، آسودگی.
۲- (اِ.) طرب، شادی.
رامشگر
(مِ گَ) (ص.) خواننده و نوازنده.
رامشی
(مِ) (ص نسب.) نوازنده، خواننده.
رامی
[ انگ. ] (اِ.) نوعی بازی ورق.
رامی
[ ع. ] (اِفا.)
۱- پرتاب کننده.
۲- تیرانداز.
رامیار
(ص مر.) رمه یار؛ چوپان، شبان.
ران
(ص فا.) در ترکیب به معنی «راننده» آید: کالسکه ران، سخنران، قایقران.
ران
[ په. ] (اِ.) قسمتی از پا یا اندام خلفی جانوران که بین مفصل زانو و مفصل خاصره قرار دارد؛ فخذ، آلست.