ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

رباعی

(~.) [ ع. ] (اِ.) شعری دارای چهار مصراع که مصراع‌های اول و دوم و چهارم هم قافیه و بر وزن «لاحول ولا قوه الابالله» باشند.

رباعیات

(رُ یّ) [ ع. ] (اِ.) جِ رباعیه (رباعی).
۱- اشعار چهار مصراعی.
۲- دندان‌های اربعه انسان بین ثنایا و انیاب.

ربانی

(رَ بّ) [ ع. ] (ص نسب.) عابد، عارف، خداشناس. ج. ربانیون، ربانیین.

ربایش

(رُ یِ) (اِمص.) ربودن.

رباینده

(رُ یَ دِ) (ص فا.)
۱- جذب کننده.
۲- دزد.

ربایندگی

(رُ یَ دِ) (حامص.) عمل رباینده.

ربح

(رِ) [ ع. ] (اِ.) سود. ج. ارباح.

ربض

(رَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- دیوار گرداگرد شهر.
۲- جای گوسفندان.

ربط

(رَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) بستن، پیوند دادن.
۲- (اِمص.) بستگی، پیوستگی.

ربط

(رُ بُ) (مص ل.) (اِ.) ج. رباط.
۱- کاروانسراها.
۲- پیوندها.
۳- زردپی‌ها.

ربع

(رُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- یک چهارم.
۲- یک چهارم یک ساعت، پانزده دقیقه.

ربع

(رَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- سرا، خانه.
۲- جای فرود آمدن ج. ربوع. ارباع.

ربقه

(رِ قِ) [ ع. ربقه ] (اِ.) حلقه، حلقه طناب.

ربن

(رَ بَّ) [ ع. ] (اِ.) مجتهد یهوده، مفتی یهودان.

ربه

(رَ بَ یا بِ) [ ع. ربه ] (اِ.) مؤنث رب، بتی به صورت زن ساخته شده.

ربو

(رَ) [ ع. ] (اِ.) پشته، بلندی.

ربو

(~.) [ ع. ] (اِ.) تنگی نفس، آسم.

ربوب

(رُ) [ ع. ] (اِ.) جِ رب.

ربوبت

(رُ بَ) [ ع. ربوبه ] (اِمص.) خدایی.

ربوبی

(رُ) [ ع. ] (ص نسب.) خدایی، الهی.