ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

رایع

(یِ) [ ع. رائع ] (اِفا.)
۱- رساننده، بالنده.
۲- زیبا.

رایق

(یِ) [ ع. رائق ] (اِفا.)
۱- صاف، صافی.
۲- خوش آیند.

رایکا

(اِ.) پسر. پسر محبوب، معشوق.

رایگان

(یِ) (ص مر.)
۱- مفت، مجانی.
۲- باطل، بیهوده.

رب

(رَ بّ) [ ع. ] (اِ.)
۱- خداوند.
۲- مالک، ارباب.

رب

(رُ) [ ع. ] (اِ.) آب گوجه فرنگی، انار و غیره را گرفته می‌جوشانند و از آن ماده غلیظ و خوش رنگی به دست می‌آید که برای خوش رنگ و خوشمزه شدن انواع غذاها از آن استفاده می‌کنند.

رب الارباب

(رَ بُّ لْ اَ رْ) [ ع. ] (اِمر.) خداوند، خداوند جان، خدای بزرگ.

رب النوع

(~. نُ) [ ع. ] (اِمر.)
۱- خدای نوع، خدای هر یک از انواع موجودات به عقیده برخی ملل باستانی، مانند خدای آب، آتش، زمین...
۲- فرشته موکل بر هر یک از انواع موجودات. نمونه روحانی و جاودانی موجودات در عالم معنا ...

رب دشامبر

(رُ دُ) [ فر. ] (اِمر.) لباسِ خانه.

ربا

(رِ) [ ع. ] (اِ.) پولی که بستانکار از بدهکار بابت منافعِ پول خود می‌گیرد.

رباب

(رَ) [ ع. ] (اِ.) ابر، ابرسفید.

رباب

(رَ یا رُ) [ ع. ] (اِ.) از آلات موسیقی زهی، مانند طنبور که با دست یا آرشه نواخته می‌شود.

رباح

(~.) [ ع. ] (اِ.) جِ ربح ؛ سودها.

رباح

(رَ) [ ع. ] (اِ.) خمر، شراب.

رباخوار

(رِ. خا) [ ع - فا. ] (ص فا.) نزول خور، آن که ربا خورد.

رباط

(رِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- رشته، پیوند.
۲- نسج غضروفی و لیفی شکل که سبب ارتباط انساج مختلف و استحکام آن‌ها در جای خود می‌شوند.
۳- گروه اسبان.
۴- گروه سواران.
۵- جایی که در کنار جاده جهت استفاده کاروانیان سازند، کاروان سرا. ج. ...

رباط

(رِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- رشته، بند.
۲- زردپی.
۳- کاروانسرا.
۴- جایی که برای فقرا یا صوفیان ساخته شود.

رباع

(رَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- نیکویی حال.
۲- شأن.
۳- طریقه، روش.

رباع

(رُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- چهارگان، چهارچهار.
۲- چهارخال تاس در بازی نرد.
۳- هر چیز که مشتمل بر چهار قسمت باشد.

رباعی

(رُ) [ ع. ] (ص نسب.) هر آن چه که از چهار جزء تشکیل شده ؛ چهارتایی.