ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

رزانت

(رَ نَ) [ ع. رزانه ] (مص ل.) باوقار بودن، سنگین بودن.

رزایا

(رَ) [ ع. ] (اِ.) ج. زریئه، رزیه ؛ پیش - آمدهای ناگوار.

رزبان

(رَ) (ص مر.)
۱- محافظ باغ انگور.
۲- باغبان.

رزبن

(رَ. بُ) (اِمر.) درخت رز، نهال رز.

رزد

(رَ) نک رژد.

رزرو

(رِ زِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- یدک.
۲- (در بازی‌های تی می‌) بازیکنی که در مواقع لزوم با نظر مربی جانشین بازیکن اصلی تیم شود. ذخیره (فره).
۳- آن چه که برای استفاده کسی کنار گذاشته می‌شود.

رزق

(رِ) [ ع. ] (اِ.) روزی.

رزم

(رَ) (اِ.) جنگ، نبرد.

رزم آزما

(~. زْیا زِ) (ص فا.) جنگ آزموده.

رزم آزما

(ی) (~.)(ص فا.)۱ - پهلوانی که در رزم هنرمند باشد.
۲- فرماندهی که مقدمات جنگ را آماده سازد.

رزم آزمودن

(~. زْ یا زِ دَ) (مص ل.) جنگ کردن.

رزم آور

(وَ) (ص فا.) جنگجو، جنگاور.

رزم توز

(~.) (ص فا.) جنگجو.

رزم توزی

(~.) (حامص.) جنگجویی.

رزم زن

(~. زَ) (ص فا.) جنگاور.

رزم نامه

(~. مِ) (اِمر.) داستان جنگی (معمولا منظوم).

رزم یوز

(رَ) (ص فا.) جنگجوی.

رزم یوش

(~.) (ص فا.) جنگجوی.

رزمجو

(~.) (ص فا.) جنگجو.

رزمجویی

(~.) (حامص.) جنگجویی.