ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

رزمدار

(~.) (ص فا.) جنگاور.

رزمناو

(~.) (اِمر.) کشتی جنگی.

رزمه

(رَ مِ) [ ع. رزمه ] (اِ.) بقچه لباس.

رزمکار

(~.) (ص فا.) جنگجو.

رزمگاه

(~.) (اِمر.) میدان جنگ.

رزمگه

(~. گَ) (اِمر.) رزمگاه.

رزمی

(رَ)
۱- (ص نسب.) جنگجوی.
۲- (اِ.) نام عمومی نوعی ورزش شامل، کاراته، تکواندو، کونک فو.

رزنانس

(رِ زُ نّ) [ فر. ] (اِ.) طنین اندازی، انعکاس صوت و تموج آن.

رزه

(رَ زِ) (اِ.) حلقه‌ای که برای قفل کردن در، قفل را از آن رد کنند.

رزیئه

(رَ ئِ یا ئَ) [ ع. رزیئه ] (اِ.) مصیبت عظیم، پیش آمد ناگوار. ج. رزایا.

رزیدن

(رَ دَ) (مص م.) رنگ کردن.

رزیدنت

(رِ دِ) [ انگ. ] (اِ.) پزشکی که مشغول گذراندن دوره تخصصی است، دستیار.

رزیستانس

(رِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- مقاومت، پایداری.
۲- مقاومت جسم هادی الکتریک در برابر جریان برق.

رزین

(رَ) [ ع. ] (ص.)
۱- محکم، استوار.
۲- باوقار، سنگین.

رزین

(رِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- صمغ، سقز.
۲- روکش چرخ بعضی وسایل نقلیه موتوری.

رزیه

(رَ یَّ) [ ع. رزیئه ] (اِ.) مصیبت عظیم، پیش آمد ناگوار؛ ج. رزایا.

رس

(~.) (ص.) حریص، حریص به خوردن.

رس

(~.) [ ع. ] (مص م.)
۱- بند کردن و بازداشتن کسی را.
۲- اصلاح کردن میان قومی را.
۳- افساد کردن (از اضداد است)
۴- چاه کندن.
۵- در زیر خاک پنهان کردن چیزی را.
۶- در گور کردن مرده را.
۷- دانستن امور قوم و ...

رس

(رُ) (اِ.)
۱- خاک مخصوص کوزه گری.
۲- (ص.) محکم، سخت ؛ ~ کسی را بالا آوردن کنایه از: او را اذیت و آزار کردن. ؛ ~کسی را کشیدن او را بی نهایت خسته کردن.

رس

(رَ) (اِ.) ریسمان.