ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
رسا
(رَ) (ص فا.)
۱- بلند.
۲- رسنده.
۳- بالغ.
۴- تندهوش.
رسالت
(رِ لَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پیغام بردن.
۲- (اِمص.) پیامبری.
۳- پیام آوردن از جانب خداوند.
رساله
(رِ لِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- کتاب، جزوه.
۲- نامه، نوشته.
رسام
(رَ سّ) [ ع. ] (ص.) رسم کننده، نقاش.
رسان
(رَ یا رِ) (ص فا.) در ترکیب به معنی «رساننده» آید: نامه رسان، روزی رسان.
رساندن
(رَ یا رِ دَ) (مص ل.)
۱- چیزی یا خبری را به کسی دادن.
۲- پروراندن.
رساننده
(رَ یا رِ نَ یا نِ دِ) (ص فا.) کسی که چیزی یا کسی را به چیزی یا کسی دیگر برساند.
رسانه
(رِ نِ) (اِ.) هر وسیله انتقال دهنده.
رسانه
(رَ نِ) (اِ.) اندوه، حسرت.
رسانیدن
(رَ یا رِ دَ) (مص م.) نک رساندن.
رسایل
(رَ یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ رساله.
رسایی
(رَ یا رِ) (حامص.) کمال، بلوغ.
رست
(رَ) (اِ.) صف.
رست
(رُ) (اِ.) نک رُس.
رستاخیز
(رَ) (اِمر.) رستخیز، قیامت، به پا خاستن مردگان.
رستاد
(رَ) (اِ.) جیره، مقرری.
رستار
(رَ) (ص مر.) رستگار.
رستاق
(رُ) [ معر. ] (اِ.) ده، روستا.
رستخیز
(رَ سْ) (اِمر.) نک رستاخیز.
رستخیز برآوردن
(~. بَ. وَ دَ) (مص ل.) هلاک کردن، دمار برآوردن.