ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
زردالو
(~.) (اِمر.) درختی است از تیره گل سرخیان جزو دسته بادامیها که دارای میوه شفت میباشد.
زردرویی
(~.)(حامص.)شرمندگی، خجالت.
زردشتی
(زَ دُ) (ص نسب.) نک زرتشتی.
زردفام
(~.) (ص مر.) آن چه به رنگ زرد باشد، زردرنگ.
زردنبو
(زَ دَ) (ص.) (عا.) مردنی، ضیعف و زردچهره.
زرده
(زَ دِ)
۱- (اِمر.) قسمت زردرنگ درون تخم مرغ.
۲- (اِ. ص.) اسب زردرنگ.
زردپاره
(~. ~رَ یا رِ) (اِمر.) پارچهای زردرنگ که یهودیان در قدیم برای بازشناختن از مسلمانان به جامه خود میدوختند.
زردپی
(~. پِ)(اِمر.)رباط، رشتههای زرد - رنگ که استخوانها را به هم پیوند میدهد.
زردچوبه
(~. بِ) (اِمر.) گیاهی علفی و پایا از تیره زنجبیلیها جزو راسته تک لپهایها. قسمت مورد استفاده این گیاه ریزوم آن است که پس از خارج کردن از زمین ریشههای آن را جدا ساخته و با آب میشویند. سپس در ...
زردک
(زَ دَ) [ په. ] (اِمصغ.) نوعی هویج.
زردگوش
(زَ) (ص مر.) کنایه از: منافق.
زردی
(زَ) (اِمر.) یرقان.
زرروب
(زَ) (ص فا.) کسی که خردهها و ریزههای زر جمع کند.
زرزر
(زِ زِ) (اِصت.) نق، غرولند، آواز نامطبوع.
زرزوری
(زُ زُ) [ ع - فا. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به زورزور، مرغی شبیه به گنجشک.
۲- مجازاً ضعیف، ناتوان.
زرشک
(زِ رِ) (اِ.)
۱- درختچهای است با برگهای دندانه دار و گلهای خوشهای زرد رنگ که میوه آن کوچک و قرمز رنگ و بیضوی است. ر یشه و برگ و میوه آن به مصارف دارویی و خوراکی میرسد.
۲- (عا.) ...
زرشک پلو
(~. پُ لُ) (اِمر.) نوعی پلو که در آن گوشت (معمولاً مرغ) زرشک و زعفران میریزند.
زرشکی
(~.) (ص نسب.) (اِمر.) به رنگ زرشک (سرخ متمایل به کبود).
زرع
(زَ رْ) [ ع. ]
۱- (مص م.) کشاورزی کردن.
۲- (اِمص.) کشاورزی.
۳- (ص.) کاشته. کشت.
زرعیار
(زَ رِ یّ) (اِ. ص.) زر خالص.