ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

زغار

(~.) (اِ.) فریاد و فغان.

زغاره

(~.) (اِ.) سرخاب ؛ غازه، گلگونه.

زغاره

(~.) (اِ.)
۱- ارزن.
۲- نانی که از ارزن پزند.

زغال

(زُ) (اِ.) چوب سوخته که پیش از خاکستر شدن آن را خاموش کنند.

زغال اخته

(~. اَ تِ) (اِمر.) درختچه‌ای است با برگ‌های کوچک، میوه آن سرخ رنگ و گوشت دار شبیه سنجد است که از آن کمپوت و مربا درست می‌کنند یا به صورت خشک شده مصرف می‌کنند.

زغال دانی

(~.) (اِ.)
۱- محلی که در آن زغال انبار و نگه داری می‌کنند.
۲- (عا.) جای کوچک و کثیف.

زغال سنگ

(~. سَ) (اِمر.) جسمی است سیاه و براق با درصد بالایی از کربن خالص که از بقایای درختان و گیاهانی که قرن‌ها پیش در زیرزمین مانده‌اند تشکیل می‌شود.

زغاک

(زَ) (اِ.) شاخه درخت انگور.

زغراش

(زَ) (اِ.) خرده ریزهای پوست که پوستین دوزان به دور اندازند.

زغن

(زَ غَ) (اِ.) پرنده‌ای است گوشتخوار از دسته بازها اما کوچک تر از باز.

زغند

(زَ غَ) (اِ.) آواز بلند.

زغنگ

(زَ غَ) (اِ.) یک چشم به هم زدن.

زغوته

(زَ تِ) (اِ.) نخ یا ریسمان که دور دوک پیچیده باشند.

زفاف

(زِ) [ ع. ] (مص م.) عروس را به خانه شوهر فرستادن. ؛ شب ~ شب عروسی.

زفان

(زَ) (اِ.) زبان.

زفانه

(زَ نِ) (اِ.) نک زبانه.

زفت

(زُ فْ) (ص.)
۱- خسیس، بخیل.
۲- ترشروی، تندخو.

زفت

(زَ فْ) (ص.)
۱- درشت، ستبر.
۲- پر، لبریز.
۳- تندمزه.

زفت

(زِ فْ) (اِ.) نوعی صمغ گیاهی که بر روی پارچه می‌مالند، و برای معالجه بر موضع مورد نظر می‌چسبانند.

زفر

(زَ فَ) [ په. ] (اِ.) دهان.