ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
زیردست
(دَ)(ص مر.)۱ - فرمانبردار، خدمتگزار.
۲- ذلیل، پست.
زیرزمین
(زَ) (اِمر.) طبقهای از خانه که پایین تر از سطح زمین قرار دارد.
زیرسیگاری
(اِ.) ظرف کوچکی برای ریختن خاکستر سیگار، جاسیگاری.
زیرلفظی
(لَ) [ فا - ع. ] (اِ.) (عا.) پول یا هدیهای که هنگام مراسم عقد از طرف خانواده داماد به عروس داده میشود تا او رضایت خود را برای ازدواج اعلام کند.
زیرنویس
(نِ) (اِمر.) توضیحی که درباره موضوعی از متن در زیر صفحه متن داده میشود.
زیره
(رِ)(اِ.)۱ - قسمت زیرین هر چیزی.
۲- قسمت تحتانی کفش.
زیره
(~.) (اِ.) = ژیره: گیاهی علفی و یکساله، دارای ساقههای سبز و برگهای بریده و گلهای سفید. میوههایش ریز و معطراست.
زیرپوش
(اِ.) لباس نازکی که در زیر لباسهای دیگر پوشند، زیرپیراهن.
زیرچاق
(اِمر.)
۱- کمان کم زور.
۲- کنایه از: کسی که هر چه بدو فرمان دهند انجام دهد.
زیرچشمی
(چَ) (ق.) نگاه کردن به حالتی که دیگران متوجه نشوند.
زیرک
(رَ) (ص.) باهوش، زرنگ.
زیرک سار
(~.) (ص مر.) باهوش.
زیرکش
(کَ یا کِ) (اِمر.) یکی از مقامات موسیقی قدیم ؛ حسینی.
زیرکی
(رَ) (حامص.) هوشیاری.
زیزفون
(زُ) [ معر. ] (اِ.) گیاهی است از تیره پنیرکیان، برگهایش منفرد کامل و دندانه دار و به شکل قلب در قاعده قرار دارند ولی برگهای انتهای ساقه نوک تیزند و گلهایش به رنگ سفید است. ضح. همین کلمهاست که ...
زیست
(مص مر.) زندگی، حیات.
زیست شناسی
(ش) (اِ.) دانشی که درباره موجودات زنده بحث میکند.
زیستن
(تَ) (مص ل.) زندگانی کردن.
زیغ
(اِ.) حصیر، بوریا.
زیغ
(زَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) میل کردن.
۲- میل کردن به سوی پستی و شک.
۳- میل کردن از حق.
۴- (اِمص.) انحراف از راه راست.
۵- شک، ریب.