ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

ساده رنگ

(~. رَ) (ص مر.) بی رنگ، پاکیزه.

ساده رو

(~.) (ص مر.) بی ریش و امرد.

ساده زنخ

(~. زَ نَ) (ص مر.) جوانی که هنوز ریش درنیاورده.

ساده لوح

(~. لَ) [ فا - ع. ] (ص مر.)
۱- با - خلوص.
۲- ساده دل.
۳- ابله.

ساده نمک

(~. نَ) (ص مر.) زیبا، بانمک.

ساده نویسی

(~. نِ) (حامص.) استفاده از جملات ساده و روان در نوشتن.

ساده پرست

(~. پَ رَ) (ص فا.) غلامباره.

ساده کار

(~.) (ص مر.) بی ریش، امرد.

ساده کردن

(~. کَ دَ) (مص م.)
۱- سهل کردن، آسان نمودن.
۲- پاک کردن، خالی کردن.
۳- اطلس کردن، ستردن نقش و نگار.
۴- ستردن موی، تراشیدن موی.
۵- چیزی را از چیزی جدا کردن مثلاً طلا را از نقره و عسل را از موم.

سادگی

(دَ یا دِ) (حامص.)
۱- بدون نقش و نگار.
۲- خالص و بی غش.
۳- ساده لوحی
۴- همواری، صافی.
۵- آسانی، سهولت.
۶- بدون زینت و زیور.

سادیست

[ فر. ] (ص.) کسی که مبتلی به سادیسم است.

سادیسم

[ فر. ] (اِ.)
۱- شهوت رانی توأم با بی رحمی و شقاوت.
۲- جنون آزار دیگران، دگر آزاری (فره).

سار

(اِ.) شتر.

سار

(پس.)
۱- در آخر بعض کلماتِ مرکب به معنی «سر» آید: سبکسار.
۲- در آخر بعضی کلمات مرکب پسوند مکان است که بیشتر معنای کثرت و انبوهی را می‌رساند. چشمه - سار.
۳- از ادات تشبیه که معنای مانند و شبیه را ...

سار

[ ساره. ] (اِ.) پرده.

سار

[ اوست. ]
۱- (اِ.) رنج، محنت، آزار.
۲- (ص.) رنجور.

سار

[ په. ] (اِ.) پرنده‌ای است شبیه گنجشک اما بزرگتر از آن که بیشتر به شکار ملخ می‌پردازد.

سارا

(ص.) خالص، بی غل و غش.

ساران

(اِ.) ابتداء، آغاز.

ساربان

(ص.) نگهبان شتر، شتربان.