ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

ساز

(اِ.)
۱- هریک از آلات موسیقی.
۲- وسایل زندگی.
۳- سامان، نظم و ترتیب.
۴- استعداد، آمادگی.
۵- ابزار، آلت.
۶- نغمه موسیقی، آهنگ.
۷- تجهیزات جنگی، جنگ - افزار.
۸- جامه، لباس.
۹- مکر، حیله، فریب. ؛ به ~ کسی رقصیدن کنایه از: ...

ساز دادن

(دَ) (مص م.)
۱- نواختن ساز.
۲- آماده ساختن.
۳- ابداع کردن.
۴- نظم و ترکیب دادن، آراستن.

ساز زدن

(زَ دَ) (مص ل.)
۱- نواختن وسیله موسیقی.
۲- کنایه از: بهانه گرفتن.

ساز و باز

(زُ) (ص فا.) = ساز و بازنده: بندباز، ریسمان باز.

ساز و نوا

(زُ نَ) (اِمر.) ساز و آواز، ساز و سرور.

ساز کردن

(کَ دَ)
۱- (مص م.) آماده کردن، مهیا کردن.
۲- آفریدن، بوجود آوردن.
۳- (مص ل.) قصد کردن و عزم کردن.

سازدهنی

(دَ هَ) (اِمر.) ساز بادی زبانه دار کوچکی به شکل مستطیل که به وسیله دم و بازدم نواخته می‌شود.

سازش

(زِ) (اِمص.)
۱- توافق، سازگاری.
۲- صلح.
۳- خوش رفتاری.

سازشکار

(زِ شْ) (ص فا.)
۱- آن که سازش می‌کند.
۲- اهل بند و بست.

سازق

(زِ)(اِ.) نوعی سقز که از شکاف درخت سرو به دست آید و چون آن را مشتعل کنند مانند مشعل می‌سوزد.

سازمان

(زْ) (اِمر.)۱ - مجموعه شعب و کارمندان یک اداره یا مؤسسه، تشکیلات.
۲- مجموعه هدف مندی که پیرو یک نظام است.
۳- ساختار.

سازمان ملل متحد

(نِ مِ لَ لِ مُ تَّ حِ) (اِمر.) سازمانی بین المللی که بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم برقرار شد و جانشین جامعه ملل گردید. ساختمان عمارت سازمان ملل در سال ۱۹۵۲ به اتمام رسید و اولین مجمع عمومی آن ...

سازمند

(مَ) (ص مر.)
۱- ساخته و آماده.
۲- سازگار.
۳- سزاوار.

سازندگی

(زَ دِ) (حامص.) ساختن، سازنده بودن.

سازه

(زِ) (اِمر.)
۱- ساختار، ساختمان.
۲- عامل (ریاضی).
۳- واحد نحوی زبان (زبان - شناسی).

سازه

(~.) [ طبر. ] (اِ.) جاروب، جارور.

سازو

(زُ)(اِ.)لیف خرما، ریسمانی که از الیاف خرما بافته شود، ریسمان علفی و محکم.

سازوبرگ

(زُ بَ) (اِمر.) تجهیزات، ابزار و آلات.

سازور

(زْ وَ) (ص مر.) آماده.

سازوکار

(زُ) (اِمر.) نک مکانیسم.