ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سبکبال
(~.) (ص مر.)
۱- پرنده تیزپر.
۲- فارغ، آسوده.
سبکدل
(~. دِ) (ص.) خوشحال.
سبکسر
(~. سَ) (ص مر.) نک سبکبار.
سبکپا
(~.) (ص مر.)
۱- تندرو، چالاک.
۲- گریز پا.
سبکی
(~.) (حامص.) بی خِردی، بی وقاری.
سبیل
(س) (اِ.) موی پشت لب. ؛ ~ کسی را چرب کردن کنایه از: به او رشوه دادن. ؛ ~ کسی را دود کردن کنایه از: او را تنبیه کردن.
سبیل
(سَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- راه.
۲- روش. ؛فی ~الله آن چه در راه خدا گذاشتهاند و هر کس میتواند از آن بهره برد.
سبیل راندن
(~. دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) انفاق کردن، مالی یا چیزی را به نیت بخشیدن.
سبیل کردن
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) چیزی را به رایگان در اختیار همه گذاشتن.
سبیلو
(س) (ص مر.) دارای سبیل پرپشت.
سبیکه
(سَ کَ) [ ع. سبیکه ] (اِ.) قطعه طلا یا نقرهای که آن را گداخته و در قالب ریخته باشند.
ست
(سَ تّ) [ ع. ] (اِ.) سخن زشت، عیب.
ست
(س) [ ع. ] (اِ.) شش، عدد شش.
ست
(~.) [ فر. ] (اِ.)
۱- مجموعه.
۲- سری، دست. ؛ ~کردن مجموعهای را به صورت هماهنگ به کار بردن.
۳- در ورزشهایی مانند تنیس و بدمینتون یک دور بازی.
ستا
(سَ)
۱- (اِمص.) ستایش.
۲- (ص فا.) در ترکیب به معنی «ستاینده» آید: خودستا.
ستا
(سَ یا سُ) (اِ.) مخفف اوستا.
ستا
(س) (اِمر.) تنبوری که سه تار داشته باشد.
ستاد
(س) (اِ.) مرکز فرماندهی.
ستادن
(س دَ) (مص ل.) ایستادن.
ستار
(سَ تّ) [ ع. ] (ص.) بسیار پوشاننده. ؛~ العیوب الف - پوشاننده عیبها. ب - صفتی از صفتهای خدا.