ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

سربازخانه

(~. نَ یا نِ) (اِمر.) محلی که سربازان در آن جا تعلیمات نظامی ببینند.

سربال

(س) [ ع. ] (اِ.)
۱- پیراهن، قمیص.
۲- پوشاک، جامه ؛ ج. سرابیل.

سربتو

(سَ. بِ) (ص مر.)
۱- سربه زیر، کم - حرف.
۲- متفکر.
۳- حیله گر.

سربخش

(~. بَ) (ص مف.) بهره، قسمت.

سربرغ

(سَ بَ) (اِمر.) جایی که آب از چشمه یا رودخانه در تالاب و برغ رَوَد و در آن جا جمع گردد.

سربرگ

(~. بَ) (اِمر.)
۱- کاغذی که نام و مشخصات یک مؤسسه یا شخص بر بالای آن چاپ شده‌است.
۲- بخش بالایی و جدا شدنی ورقه‌های امتحانی که امتحان شونده نام و مشخصات خود را بر آن می‌نویسد.

سربسته

(~. بَ تَ یا تِ) (ص مف.) مخفی، پوشیده.

سربسر

(~. بِ. سَ) (ق مر.)
۱- همه، سراسر.
۲- برابر.

سربلند

(~. بُ لَ) (ص مر.)
۱- سرافراز.
۲- آبرومند، عالی.

سربند

(~. بَ) (اِمر.)
۱- روسری زنان.
۲- شال و دستار مردانه.
۳- آن چه سر را با آن ببندند.

سربه مهر

(~. بِ مُ) (ص مر.) دست نخورده.

سربها

(~. بَ) (اِمر.) خون بها، دیه.

سربیله

(~. لَ یا لِ) (اِمر.) پیکان پهن، تیر دو شاخه، بیلک هم گویند.

سربینه

(~. نَ یا نِ) (اِمر.) رخت کن حمام.

سرتابیدن

(~. دَ) (مص ل.) نافرمانی کردن.

سرتافتن

(~. تَ) (مص ل.) سرپیچی کردن.

سرتق

(س تِ) (ص.) (عا.) پُررو، لجوج.

سرتیر

(سَ) (ق مر.) تند، سریع.

سرتیز

(~.) (ص مر.) زود خشم، تندخو.

سرتیپ

(سَ) (اِمر.) درجه‌ای در نظام، بالاتر از سرهنگ.