ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سرشناس
(~. ش) (ص مر.) معروف.
سرشو(ی)
(سَ) = سرشوینده:
۱- (ص فا.) آن که سر دیگری را بشوید.
۲- سرتراش، حجام.
۳- (اِمر.) نوعی گل سفید رنگ که بدان سر و بدن را شویند؛ گل سرشوی.
سرشک
(س رِ) (اِ.) قطره اشک.
سرشکسته
(سَ. ش کَ تِ)(ص مف.)سرافکنده، خجل.
سرشکن
(~. ش کَ) (ص فا.) (عا.) تقسیم وجه یا جنسی میان گروهی.
سرشکن کردن
(~. ش کَ. کَ دَ) (مص م.) (عا.) تقسیم کردن.
سرشکوان
(س رِ) (اِمر.) پردهای که در شب زفاف پیش عروس آویزند.
سرشیر
(~.) (اِمر.) چربی ای که روی شیر که نخست گرم و سپس سرد شده باشد بندد، مایه.
سرصفحه
(~. صَ حِ یا حَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) آن چه بر بالای صفحه و جدا از متن صفحه نوشته شدهاست.
سرطان
(سَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- خرچنگ.
۲- برج چهارم از بروج دوازده گانه منطقه البروج، که خورشید در حرکت ظاهری خود تیرماه در این برج قرار میگیرد.
سرطان
(~.) [ ع. ] (اِ) نام عمومی تمامی تومورهای بدخیم.
سرعت
(سُ عَ) [ ع. سرعه ]
۱- (مص ل.) تند رفتن.
۲- (اِمص.) تندی.
سرعشر
(سَ عَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) نقش و نشانی است که در حاشیه قرآن کنند به جهت تعیین هر ده آیه.
سرغلیان
(س. َ غَ) (اِ.) حقه بالای غلیان که تنباکو را در آن میگذارند.
سرغچ
(سَ غِ) (اِ.) کاسه چوبین.
سرغین
(سَ) (اِ.) سرنا.
سرفه
(سُ فِ) (اِ.) صدایی که در اثر خارش حلق و خروج هوای ریه از سینه بیرون میآید و بیشتر در اثر بیماریهای ریوی تولید میشود.
سرفیدن
(سُ دَ) (مص ل.) سرفه کردن.
سرقت
(س قَ) (مص م.) دزدی، دزدی کردن.
سرقفلی
(سَ قُ) [ فا - ع. ] (اِمر.) حق پیشه و کسب با سرقفلی واگذار میشود و اجارهای هم تعیین میگردد ومالک نمیتواند بدون تسویه حساب سرقفلی ملک خود را بفروشد.