ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

سرون

(سُ) (اِ.) کفل.

سروی

(سُ یا سَ) (اِ.) شاخ جانوران.

سرویس

(س) [ فر. ] (اِ.)
۱- زمان کار.
۲- شستشو و تعمیر اتومبیل و ماشین‌های دیگر.
۳- اتومبیلی که در ساعات کا ر در خدمت یک فرد، یا مؤسسه یا سازمان باشد.
۴- مجموعه ظرف و امثال آن، سری.
۵- مؤسسه بزرگی که ...

سرپاس

(~.) (اِمر.) رییس پاسبانان، سر دسته نگهبانان.

سرپاسبان

(~.) (اِمر.) گروهبان شهربانی.

سرپاش

(سَ) (ص فا. اِمر.) = سرپاشنده: گرز گران، عمود.

سرپایان

(سَ) (اِمر.)
۱- عمامه، دستار.
۲- کلاهخود، خود.
۳- کلاهی نرم که زیر کلاهخود بر سر می‌نهادند تا خود سر را آزار نکند.
۴- شمله و علاقه دستار و مغفر.

سرپایی

(~.) (ص نسب.) کفش راحتی.

سرپر

(~. پُ) (ص مر.) نوعی تفنگ که باروت یا گلوله آن از سر لوله به داخل فرستاده می‌شود.

سرپرست

(~. پَ رَ) (ص مر.) عهده دار، مسئول.

سرپنجه

(~. پَ جَ یا جِ)
۱- (اِمر.) سر - انگشتان.
۲- نیرو، قدرت.
۳- (ص.) زورمند، ستمگر.

سرپوش

(~.) (اِ.)
۱- آن چه بر سر دیگ، کاسه و مانند آن گذارند تا محتوی آن محفوظ بماند.
۲- مقنعه زنان، سرانداز.

سرپیچ

(~.) (اِمر.)
۱- آن چه که بر سر چیزی می‌پیچند.
۲- دستار، عمامه.
۳- زینتی از زر و سیم و جواهر که در جلو عمامه و دستار قرار دهند.
۴- یکی از اجزای چراغ نفتی که فتیله در آن جا می‌گیرد و آن را ...

سرپیچی

(~.) (حامص.) نافرمانی.

سرپیچیدن

(~. دَ) (مص ل.) سرپیچی کردن.

سرچرخی

(سَ چَ) (ص نسب. اِمر.) مالیاتی که بابت چاه وصول شود.

سرچنگ

(~. چَ)(اِمر.)۱ - سرپنجه.
۲- سیلی.

سرچین

(سَ) (ص مف.) = سرچیده:
۱- آن چه که با دست چیده باشند.
۲- هر چیز خوب و مرغوب و برگزیده (میوه و غیره).

سرک

(سَ رَ) (اِمصغ.)
۱- سر کوچک.
۲- اضافه، اضافه بار.

سرک کشیدن

(سَ رَ. کَ یا کِ دَ) (مص ل.) (عا.) دزدیده و پنهانی به جایی نظر انداختن.