ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
سوزنده
(زَ دِ یا دَ) (ص فا.)
۱- آن که یا آن چه سوزد.
۲- گرم.
۳- سوزاننده.
سوزنکاری
(زَ) (حامص.) ریزدوزی و نقش و نگار انداختن روی پارچه با سوزن.
سوزنی
(زَ) (اِمر.) پارچهای از مخمل، شال یا ترمه که سوزن کاری شده باشد.
سوزه
(زَ یا زِ) (اِمص.) عمل سوختن.
سوزه
(~.) (اِ.) تریز جامه، تک پارچهای که در زیر بغل پیراهن یا میان شلوار دوزند.
سوزیان
۱ - (اِمر.)نفع و ضرر.۲ - مال و سرمایه.
۳- نیک و بد.
۴- راز.
۵- نام وننگ.
۶- سوغات.
۷- (ص مر.) مهربان، غمخوار.
سوس
[ ع. ] (اِ.) بیب، کرمی که پارچههای پشمی و ابریشمی را تباه کند.
سوس
[ ع. ] (اِ.) اصل، طبیعت.
سوسمار
(اِ.) جانوری است خزنده، دارای چهار دست و پای کوتاه ودم دراز و دهان فراخ با دندانهای ریز، سوسمارها انواع مختلف دارند.
سوسن
(سَ) [ معر. ] (اِ.)گلی است بابرگهای دراز و باریک و گلهای خوشبو به رنگهای مختلف.
سوسنبر
(سَ بَ) [ په. ] (اِ.) گیاهی است شبیه نعناع با برگهای خوشبو و گلهای سفید.
سوسه
(سَ یا س) (اِ.) (عا.)
۱- حقه، تزویر.
۲- دشواری، اشکال.
سوسه دواندن
(~. دَ دَ) (مص ل.) (عا.) با بدگویی برای کسی تولید اشکال کردن.
سوسو زدن
(زَ دَ) (مص ل.) روشنایی اندک که از دور دیده شود.
سوسک
(اِ.) حشرهای است از راسته قاب - بالان که بدنی کشیده و قهوهای دارد و بالهایش نیز همرنگ بدنش میباشد. چند هزار نوع از آن شناخته شده و بسیاری از آنها حامل نطفه میکروبهای مختلف است. سپیرک و سپیرو ...
سوسیالیسم
(سُ) [ فر. ] (اِ.) سیاستی است که بر اساس تقدم جامعه بر فرد و اولویت منافع و مصالح اجتماعی بر منافع فردی قرار گرفتهاست.
سوسیس
(سُ) [ فر. ] (اِ.) از انواع فرآوردههای گوشتی است که از گوشت چرخ کرده بسیار ریز و چربی و سویا درست شدهاست و با روکش نایلونی استوانهای شکل عرضه میشود.
سوط
(سَ) [ ع. ] (اِ.) تازیانه ؛ ج. اسواط.
سوغات
(سَ یا سُ) [ تر. ] (اِ.)
۱- هدیه، تحفه.
۲- ره آورد.
سوغان
(سُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) دویدن اسب و شتر در پی هم.
۲- (مص م.) دواندن اسب و ریاضت دادن او جهت شرکت در مسابقه.