ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

سوراخ

[ په. ] (اِ.) رخنه، شکاف. ؛ ~ موش داره، موش گوش داره کنایه از: توجه دادن به حفظ زبان و دور و بَر و ملاحظه فضول و خبرچین و مثل آن نمودن. ؛ ~ دعا را ...

سورت

(سَ یا سُ رَ) [ ع. سوره ] (اِمص.)
۱- تندی، تیزی.
۲- شدت.
۳- هیبت.

سورتمه

(مِ) [ تر. ] (اِ.) وسیله نقلیه کوچکی که در مناطق سردسیر با سگ یا گوزن یا اسب، روی برف کشیده می‌شود.

سوررآلیسم

[ فر. ] (اِ.) واقعیت برتر، مکتبی ادبی و هنری که معتقد بوده‌است به ارائه احساسات و تخیلات فارغ از هرگونه قید و بند - هنری، اجتماعی، عرفی - و بیان صادقانه عواطف. این مکتب در سال ۱۹۲۴ ...

سورسات

(رَ) [ تر. ] (اِ.)۱ - زاد و توشه.
۲- خواربار.
۳- ملزومات و تدارکاتِ کار.

سورن

(رَ) [ تر. ] (اِ.) هجوم، حمله.

سوره

(رَ یا رِ) [ ع. سوره ] (اِ.) هریک از فصل -‌های یکصد و چهارده گانه قرآن مجید.

سورچران

(چَ) (ص فا.) مفت خور.

سورچرانی

(~.)(حامص.)
۱- سور خوردن.
۲- مفتخوری.

سورچی

[ تر. ] (ص نسب.) راننده درشکه.

سوری

۱ - (اِ.)گل سرخ، گل محمدی.
۲- شراب سرخ.

سوری

(ص نسب.) نک سورچران.

سوز

(اِ.) سوزش.

سوزان

(ص فا.)
۱- سوزنده.
۲- ملتهب.

سوزاندن

(دَ) (مص م.) سوزانیدن، آتش گرفتن، سوختن.

سوزاک

(اِ.) یکی از امراض مقاربتی که واگیر دارد و نشانه آن چرک و سوزش در مجرای ادرار است.

سوزش

(زِ) (اِمص.) سوختن، التهاب.

سوزمانی

(زْ) (اِمر.) زن کولی.

سوزن

(زَ) [ په. ] (اِ.)
۱- میله کوچک فلزی و نوک تیز که ته آن سوراخی دارد، نخ را از آن بگذرانند و آن در دوخت و دوز به کار می‌رود.
۲- میله‌ای که در اسلحه آتشی به فشنگ برخورد کرده آن ...

سوزنبان

(~.) (ص مر.)مسئول ریل راه آهن.