ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

شبگیری

(~.) (حامص.) شب زنده داری.

شبیخون

(شَ) (اِمر.) حمله ناگهانی در شب.

شبیر

(شُ بِ یا بَ) [ ع. ] (اِ.) سه نام پیامبر نهاده: حسن و حسین و محسن.

شبینه

(شَ نِ) (ص نسب.)
۱- منسوب به شب.
۲- خوراکی که از شب مانده باشد.

شبیه

(شَ) [ ع. ]
۱- (ص.) مثل، مانند.
۲- (اِ.) تعزیه.

شبیه

خوانی (~. خا) [ ع - فا. ] (حامص.) تعزیه خوانی.

شبیه

گردان (~. گَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) کارگردان نمایش‌های مذهبی.

شت

(شَ) [ هند. ] (اِ.) کلمه تعظیم است و نخستین بار در دساتیر به کار رفته (به جای حضرت) و به این معنی در نوشته‌های قدیم فارسی نیامده (هرچند در هندی اصالت دارد).

شت

(شَ تّ) [ ع. ] (اِمص.) پراکندگی.

شت

(شُ) [ روس. ] (اِ.)
۱- ماهوت پاک کن.
۲- بُرُس، برس نقاشی.

شتا

(ش) (ص.) گرسنه.

شتاء

(ش) [ ع. ] (اِ.) زمستان.

شتاب

(شِ) [ ع. ] (اِمص.)۱ - عجله.
۲- چالاکی.

شتاب گرفتن

(~. گِ رِ تَ) (مص ل.)
۱- عجله کردن.
۲- سرعت گرفتن.
۳- جدا شدن.

شتابکاری

(~.) (حامص.) عجله.

شتابیدن

(ش دَ) (مص ل.) شتافتن.

شتات

(شَ) [ ع. ]
۱- (اِمص.) پراکندگی.
۲- (ص.) پراکنده.

شتافتن

(ش تَ) (مص ل.)
۱- عجله کردن.
۲- تند رفتن.

شتالنگ

(ش لَ) (اِ.)
۱- استخوان پاشنه پا، کعب.
۲- بجول که با آن قمار کنند.

شتاک

(ش) (اِ.) شاخه درخت.