ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
شتر
(شَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- برگشتگی پلک چشم.
۲- فروهشتگی پلک پایین.
۳- انقطاع، بریدگی، انشقاق (لب زیرین و غیره).
۴- عیب، نقص.
شتر
(شُ تُ) [ په. ] (اِ.) پستانداری است نشخوارکننده از گروه سم داران بدون شاخ با پاهایی که دو انگشت دارد. این حیوان در برابر گرما و تشنگی بسیار مقاوم است. ؛ ~دیدی، ندیدی سفارش به کتمان راز. ...
شتر گاو پلنگ
(~. پَ لَ)(اِمر.)
۱- زرافه.
۲- کنایه از: ناهماهنگی و بی تناسبی.
شترخان
(~.) (اِمر.) جای نگهداری شتران.
شتردل
(~. دِ) (ص مر.) ترسو، بددل.
شترمرغ
(~. مُ) (اِمر.) = اشترمرغ: پرندهای است از راسته دوندگان که بلندی اش تا ۳ متر میرسد. این پرنده دارای بالهای کوچک است که هیچ وقت برای پرواز به کار نمیرود. وی به سرعت میدود و ماده آن در طول ...
شتره
(ش تِ رَ یا رِ) (ص.) (عا.) شِلَخته، بی نظم.
شتره زدن
(~. زَ دَ) (مص ل.) (عا.) با کفشهای پاره و قدم نامنظم راه رفتن.
شترکینه
(~. نِ) (ص مر.) پُرکینه.
شترگلو
(~. گَ)
۱- (ص مر.) آن چه که مانند گلوی شتر منحنی باشد.
۲- (اِمر.) راه آب زیرزمینی که با لوله یا تنبوشههای بزرگ در زیر نهر یا رودخانه به وسیله دو چاه تعبیه کنند تا آب از یک سمت فرورود و ...
شتل
(شَ تَ) (اِ.) = شتلی: پولی که قمارباز پس از بردن، به صاحب خانه یا دیگران به رسم انعام میدهد.
شتم
(شَ تْ) [ ع. ] (مص م.) دشنام دادن.
شته
(شَ تَ یا تِ) (اِ.) حشرهای ریز که آفت درختان است.
شتوی
(شَ تَ) [ ع. ] (ص نسب.) زمستانی.
شتک زدن
(ش تَ. زَ دَ) (مص ل.) (عا.) سفت شدن ترشحات مایعات بر چیزی.
شتیت
(شَ) [ ع. ] (ص.) پراکنده ؛ ج. شتی.
شج
(شَ جّ) [ ع. ] (مص م.)
۱- شکستن سر.
۲- شکافتن کشتی دریا را.
شجاج
(ش) [ ع. ] (مص م.) سر یکدیگر را شکستن.
شجاع
(شُ) [ ع. ] (ص.) دلیر.
شجاع
(شُ) (اِ.) از صورتهای فلکی جنوبی.