ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

شمل

(شَ مْ یا مَ) [ ع. ] (اِ.) گروه، جماعت.

شمن

(شَ مَ) [ په. ] (اِ.)
۱- راهب بودایی یا برهمایی.
۲- بت پرست.

شمنده

(شَ مَ دِ) (ص فا.)
۱- رمنده، ترسنده.
۲- بیهوش شونده.
۳- آشفته شونده.

شمنده

(~.) (ص فا.) بوینده.

شمه

(شَ مَّ) [ ع. شمه ] (اِ.)
۱- بوی خوش.
۲- اندک، کم.

شمه

(ش مَ) (اِ.)
۱- اولین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشند.
۲- سرشیر.

شموس

(شُ) [ ع. ] (ص.) سرکش، چموش.

شموس

(شُ) [ ع. ] (اِ.) جِ شمس ؛ خورشیدها.

شمول

(شُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) فرا گرفتن، احاطه کردن.
۲- (اِمص.) احاطه.

شمپانزه

(شَ زِ) [ فر. ] (اِ.) گونه‌ای از میمون انسان نما که بدون دم است و در جنگل‌های افریقا زندگی می‌کند. قدش از انسان کوتاه تر و بدنش از موهای دراز پوشیده شده‌است.

شمیدن

(شَ دَ) (مص ل.)
۱- ترسیدن، رمیدن.
۲- بیهوش شدن.
۳- آشفته گشتن.
۴- بانگ و غریو برآوردن.

شمیدن

(شَ دَ) (مص ل.) بوییدن.

شمیده

(~.) (ص مف.) بوییده، مشموم.

شمیده

(شَ دَ یا دِ) (ص مف.)
۱- رمیده، ترسیده.
۲- بیهوش شده.
۳- پریشان، آشفته.

شمیز

(شُ) [ فر. ] (اِ.) مقوا.

شمیم

(شَ) [ ع. ] (اِ.) بوی خوش.

شن

(ش) (اِ.) خرده سنگ‌هایی که از ریگ نرم ترند.

شن زار

(ش) (اِمر.) بیابان پر شن.

شنا

(ش) (اِ.) حرکت انسان یا جانور در زیر یا روی آب با کمک حرکات منظم وهمآهنگ دست و پا که انواع مختلف دارد. ؛ ~ی کرال معمول ترین و سریع ترین نوع شنا در آب که در آن دست‌ها ...

شناخت

(ش)
۱- (مص م.) شناسایی.
۲- (اِمص.) دریافت.
۳- معرفت.