ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

شناختن

(ش تَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- دانستن.
۲- اقرار کردن.
۳- دوستی داشتن.

شنار

(شَ) (اِ.) شاخه نورسته.

شنار

(شَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) عار، ننگ.
۲- زشت - ترین عیب.
۳- در فارسی، شوم، نامبارک.

شناس

(ش) (ص.) (عا.) آشنا.

شناسا

(ش) (ص فا.)
۱- شناسنده.
۲- دریافت - ک ننده.

شناسانیدن

(ش دَ) (مص م.) = شناساندن: آشنا کردن، معرفی کردن.

شناسایی

(~.) (حامص.)
۱- آگاهی.
۲- معرفت، علم.

شناسنامه

(ش مِ) (اِمر.) دفترچه‌ای صادره از طرف اداره ثبت احوال که در آن مشخصات شخص از قبیل: نام، نام خانوادگی، نام پدر و مادر، تاریخ و محل تولد نوشته می‌شود.

شناسه

(ش س) (اِ.) جزیی از فعل است که در هر صیغه تغییر می‌کند و مفهوم شخص و عدد را به فعل می‌افزاید.

شناعت

(ش عَ) [ ع. شناعه ]
۱- (مص ل.) زشت شدن.
۲- (اِمص.) زشتی، بدی.

شناه

(ش هْ) (اِ.) نک شنا.

شناور

(ش وَ) (ص مر.)
۱- چیزی که روی آب حرکت کند.
۲- چالاک.
۳- بی باک.

شناگر

(ش گَ) (ص مر.) کسی که در آب شنا کند.

شنایع

(شَ) [ ع. ] (اِ.) ج. شنیعه.
۱- زشتی‌ها، بدی‌ها، کارهای زشت.
۲- خطاها.
۳- فتنه‌ها، فسادها.

شنب

(شَ یا شُ) (اِ.) گنبد، قبه.

شنبد

(شَ بَ) (اِ.) شنبه.

شنبذ

(شَ بَ) (اِ.) شنبه.

شنبلیله

(شَ بَ لَ یا لِ) (اِ.) گیاهی است علفی و یکساله از تیره سبزی آساها. برگ‌هایش متناوب و مرکب از سه برگچه‌است. گل‌هایش منفرد و به رنگ زرد روشن یا بنفش و یا مایل به رنگ سفید است. میوه این ...

شنبه

(شَ بَ یا بِ) (اِ.) روز اول هفته مسلمانان و یهودیان.

شنج

(شَ) (اِ.)
۱- سرین، کفل.
۲- دماغه کوه.