ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
شوغا
(شَ) (اِمر.) جای خوابیدن گاو و گوسفند در شب.
شوفاژ
[ فر. ] (اِ.)
۱- گرمایش.
۲- هر یک از رادیاتورهای سیستم حرارت مرکزی.
شوفر
(فُ یا فِ) [ فر. ] (اِ.) راننده اتومبیل.
شوق
(شَ) [ ع. ] (اِمص.) میل، رغبت.
شولا
(شُ یا شَ) (اِ.) خرقه، جامه گشاد و بلندی که روی لباسهای دیگر میپوشند.
شولان
(شَ) (اِ.) کمند.
شوله
(~.) (اِ.) یک توپ پارچه که درویشان به جای پتو به کار برند.
شوله
(شَ یا شُ لَ) (اِ.) جای آشغال و خاکروبه در کوچه.
شولک
(لَ) [ سنس. ] (اِ.) اسب، اسب تندرو.
شولیدن
(دَ) (مص ل.)
۱- پریشان گردیدن.
۲- درمانده شدن.
شولیده
(دِ) (ص مف.)
۱- شوریده، پریشان.
۲- درمانده، حیران.
شوم
(اِ.) نامبارک.
شوم اختر
(اَ تَ) (ص مر.) بدبخت.
شومال
(ص فا.)
۱- کسی که پارچه را آهار دهد.
۲- ابزاری که بدان پارچه را جلا دهند.
شومن
(شُ مَ) [ انگ. ] (اِمر.) مردی که عهده دار اجرای برنامهای (نمایشهای تلویزیونی) است.
شومی
(اِ.) یک بغل غله که چاهخو و دشتبان هنگام برداشت و پیش از کوبیدن غله بردارند و آن عبارت از
۵- - ۶ من تبریز غلهاست.
شومیز
(اِ.) زمین شیار کرده و آماده برای زراعت.
شومیزیدن
(دَ) (مص م.)
۱- شیار کردن.
۲- زراعت کردن.
شومینه
(شُ نِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی بخاری که در داخل دیوار نصب میشود، هیمه سوز (فره).
شونیز
(اِ.) سیاه دانه.