ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

شورت

(شُ) [ انگ. ] (اِ.)
۱- شلوار کوتاه.
۲- تنکه. ؛ ~ اسلیپ شورت کوتاه و چسبان.

شورتکس

(شُ تِ) [ انگ. ] (اِ.) نام تجاری نوعی شورت سفت و محکم که خانم‌ها معمولاً هنگام عادت ماهانه می‌پوشند.

شورش

(رِ) (اِمص.)
۱- آشوب و غوغا کردن.
۲- هیجان.
۳- آشفتگی.

شورش را درآوردن

(رَ. دَ. وَ دَ) (مص ل.) (عا.)کار را به افراط کشیدن، از حد اعتدال خارج شدن.

شورم

(شُ یا شو) (اِمر.) کوه، جبل.

شورنده

(رَ دِ) (ص فا.)
۱- شست وشو دهنده.
۲- تعمید دهنده.

شوره

(رِ) (اِ.)
۱- جسمی است سفید رنگ و شکننده و قابل حل در آب که ترکیبی است از پتاسیم و نیتروژن و اکسیژن. در صنایع شیشه سازی و باروت سازی از آن استفاده می‌کنند.
۲- پوسته‌های سفید رنگ و ریزی در موی ...

شوره

(رِ) (اِ.) خجالت، خجلت.

شورو

(ش رُ) (اِ.) پوست بزغاله، چرم بزغاله.

شورومور

(اِمر.)
۱- حقیر، ضعیف.
۲- شور و غوغا، آشوب.

شورچشم

(چَ یا چِ) (ص مر.) کسی که از نگاه و نظرش به کسی یا چیزی زیان برسد.

شوریدن

(دَ) (مص ل.)
۱- آشفته شدن.
۲- به هیجان آمدن.
۳- شورش کردن.

شوریدن

(رِ دَ) (مص م.) شستن.

شوریده

(دَ یا دِ) (ص مف.)۱ - آشفته.
۲- عاشق.
۳- دیوانه.

شوریدگی

(دَ یا دِ) (حامص.)
۱- آشفتگی.
۲- دیوانگی.

شوسه

(شُ سِّ) [ فر. ] (اِ.) جاد ه‌ای که عملیات زیرسازی آن انجام شده باشد و به جای آسفالت روی آن شن ریخته باشند، جاده ساخته و پرداخته.

شوشه

(ش) (اِ.)
۱- طلا یا نقره که آن را گدازند و در ناوچه ریزند.
۲- هرچیز شبیه شمش.
۳- هر چیز طولانی وکوتاه.
۴- آبی که در زمستان بر سر ناودان یخ بندد و آویزان شود.
۵- ریزه هر چیز.

شوشکه

(کِ) (اِ.) شمشیر راست.

شوغ

(اِ.) پینه و آبله‌ای که در کف دست به علت کار زیاد و در کف پا به علت زیاد راه رفتن به وجود می‌آید.

شوغ

(اِ.) نک شوخ.